logo-2

سیانوز‌ در هوای آزاد / کریستین مونجیو در «۴ ماه و ۳ هفته و ۲ روز» و «آن سوی تپه‌ها»

رامین اعلایی:

در صحنه‌ای کمتر مطالعه‌شده از فیلم ۴ ماه و ۳ هفته و ۲ روز، اوتلیا که به اصرار معشوقش در میهمانی تولد مادر او شرکت کرده در مقابل دوربین صبور کریستین مونجیو که با وسواسی هیستریک تمامی جزئیات صحنه را ثبت می‌کند، کاملاً بی‌میل، ناخرسند، عصبی و مضطرب برای پایان‌گرفتن این مهمانی خانوادگی -که واجد باری جامعه‌شناسانه از منظر طبقاتی و رومانیِ تسحیلاتی‌ست- و رهایی انتظار می‌کشد. اوتلیا ساعتی قبل در اتاقی در یک هتل شاهد پروسه‌ی غیرقانونی سقط جنین به وسیله یک ماما بوده است. و کسی که جنین او [که بالطبع پس از سپری‌شدنِ چهار ماه یک انسان است] سقط شده صمیمی‌ترین دوست او گابریلاست؛ او که همزمان با انتظار جانکاه اوتلیا در منزل والدین معشوقش، در همان هتل، بی‌هوش افتاده و در حال طی پروسه‌ی سقط و تکمیل‌شدن آن است. اوتلیا مضطرب است زیرا از اختیار‌۲ و مسئولیتش در قبال یک عمل غیرقانونی آگاه است. او دچار دلشوره و اضطراب شده است چون می‌داند در نهایت عواقب این کار برعهده‌ی اوست و گابریلا، که ناخواسته باردار شده و برای خلاص‌شدن از این وضعیت ناگزیر به عملی مجرمانه در نزد حاکمیت، دولت، بدن-ماشین و قدرت کمونیست وقت رومانی تن داده است. گابریلا نیز همچون اوتلیا مضطرب است زیرا اضطراب زائیده‌ی درماندگی ماست در مقابل انتخاب‌هایی که می‌بایستی صورت دهیم. پس از این رو اضطراب اجتناب‌ناپذیر است. در هر صورت مونجیو در فیلم، هوشمندانه این صحنه را با تکنیک برداشت بلند فیلمبرداری کرده است. یک برداشت بلندِ لَخت [گو آنکه عدم حرکت دوربین در این صحنه همچون نیروی ذاتی‌اش باشد] از یک وضعیتِ مضطرب و تب‌آلود که همچنین تصویری مستقیم است از جریان بی‌وقفه‌ی حضور و نفوذ زمان. زمانی که در اینجا دیگر نه در یک نظم خطی و قابل تفکیک به گذشته، اکنون و آینده، بلکه به مثابه‌ی تصویری است سرشار از گذشته‌ی بالقوه در اکنون بالفعل و به سوی آینده‌ی ممکن. تصویری مستقیم از شدن‌های بی‌پایان زمانی خارج از منطق طبیعی‌ساز دستگاه حسی-حرکتی. دستگاهی که برای بازتولید نظام مبتنی بر علیت و واکنش در نهایت به سامانه‌ای از توالی‌های زمانی رجوع می‌کند. به واقع مونجیو در این صحنه یا عموماً این سکانس و سکانس‌های مشابه آن که عملاً برای ثبت و ضبط زمانِ مرده طراحی شده‌اند، با برداشت بلند از وضعیتِ شکننده‌ی اوتلیا، اضطراب را دارای یک تصویر تاریخی می‌کند. اضطرابی که هر چند اضطراب در پیشگاه خویشتن است اما در یک شمای کلی محصول آگاهی از اختیار و مسئولیتی‌ست که عملی‌شدنش در یک شرایط تحمیل‌شده از سوی دیگری بزرگ، کنشگر را در مقابل آن قرار می‌دهد. قدرتی که با وضعِ قانونِ برخورد با عمل سقط جنین و عاملان آن، پیشاپیش اضطرابِ در پیشگاه خویشتن را به ترسِ از یک مواجهه‌ی ناعادلانه ارتقا داده است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.