KASHIGAR

سينماي باهوش

ماني كاشيگر

سينماي باهوش1 به دوره‌اي اطلاق مي‌شود که پس از پايان دهه‌ي 80 ميلادي آغاز مي‌شود و کم و بيش تا امروز ادامه يافته است. در دهه‌ي 80 عمده‌ي فيلم‌ها و سريال‌هاي تجاري هاليوود بر اساس دو ويژگي ساخته مي‌شدند: ابرقهرمانان شکست‌ناپذيري که بر نيروي اهريمن مطلق پيروز مي‌شدند يا عوامل ماوراءطبيعي را که شهرها‌ي آرام امريکا را تهديد مي‌کرد به زانو درمي‌آوردند. ويژگي دوم، توليد انبوه و تکرار يک ماجرا در قالب‌هاي نو بر اساس همين تضاد خير و شر مانوي بود. سري فيلم‌هاي جنگ‌هاي ستارگان، آرنولد شوارتزنگر در فيلم‌هاي ابرقهرمانانه به ويژه در فيلم‌هاي نابودگرِ2 يک و دو (1984 و 1991) و همچين حضور هريسون فورد در ترون‌ِ3 ديزني و موج‌سوارِ4 ريدلي اسکات هر دو محصول 1982، فارغ از فيلم‌هاي ماجراجويانه اينديانا جونز، همه بر پايه‌ي تقابل تکنولوژي و انسان و پيروزي نهايي انسان تاکيد داشتند. ابرقهرماناني مانند هي‌من5، گربه‌هاي کيهاني6، بتمن7، مرد عنکبوتي8 و کاپيتان امريکا9 به عنوان ابرقهرمانان انيميشن و سينماي کودک و نوجوان هم بر اساس الگوي اينديانا جونز به محو بيگانه و دشمن مي‌پرداختند. از طرفي بيل ماري در فيلم‌هاي شکار روح10 (1984) و سريال انيميشن و فيلم‌هاي بعدي لاک‌پشت‌هاي نينجا11 (1987) به جنگ موجودات و جنايتکاران ماوراءطبيعه‌ي در دل شهرهاي بزرگ و آرام امريکا مي‌پرداخت. با پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين نوع سينما از بين نرفت ولي دليل وجودي خود را از دست داد و جاي خود را در متهورانه‌ترين فرم به مجموعه‌هاي خانواده‌محور با دغدغه‌هاي بزرگسالانه‌اي چون سيمپسون‌ها داد تا جايي که جرج هربرت بوش، رئيس جمهور وقت ايالت‌ متحد امريکا، برخلاف سلفش، رونالد ريگان که از پروژه جنگ ستارگان مي‌گفت،

نظر‌ دهی مسدود شده است.