۶۸-۱۱۳

سایه‌هاى موازى / واقعیت محض، یا واقعه‌ى دراماتیک؟

شاهین شجرى‌کهن:

سینما پیش از آنکه وامدار واقعیت باشد ریشه در خیال و قصه داشته است. این تصور که چون فیلم‌هاى اولیه واقعه‌نگار بوده‌اند پس سینما در بستر ثبت واقعیت شکل گرفت ناشى از برداشت ملانقطى و غیرمنعطف برخی ‌نظریه‌پردازان و مورخان سینما درباره‌ى ماهیت «فیلم» بوده است، وگرنه آنچه تحت عنوان فیلم‌هاى اولیه تعریف مى‌شود در واقع اتودهاى خام تصویرى، از نوع ویدئوهاى گزارشى یوتیوبى بوده‌اند و از آنجا که هنوز مفهوم فیلم سینمایى به عنوان یک قالب انتقالى و نوعى قطعه‌ى پیش‌ساخته‌ى رسانه‌اى تکامل نیافته بود، هر آنچه در تاروپود آن آثار اولیه تنیده شده و ماهیت‌شان را شکل داده بود نسبتى با سینما ندارد. نمونه‌هاى واقعه‌نگار اولیه، از نوع ورود قطار به ایستگاه و آبپاشى باغچه و عملیات آتش‌نشان‌ها، حتى به سطح قطعه‌هاى مصور گزارشى هم نرسیده‌اند و بیشتر شبیه تصاویر هرز و بى‌کارکردى هستند که مثلاً هنگام خرید یک دوربین فیلمبردارى جدید براى امتحان کارایى دستگاه برداشته مى‌شوند. حتى زمانى که این قطعه‌ها چارچوب متکامل‌ترى به خود گرفتند و به مثابه یک قالب رسانه‌اى صاحب مخاطب و چرخه‌ى نمایش شدند، باز هم فیلم محسوب نمى‌شدند. فیلم سینمایى، چنان که مى‌شناسیم، از دل واقعیت پیرامون استخراج نشد، بلکه از همان فرم‌هاى ابتدایى وامدار قصه و خیال و نمایش بود. فیلم‌هاى اولیه با شهر فرنگ نسبت سرراست‌ترى داشته‌اند تا با دنیاى واقعى، و این امتیازشان است.

سینماى ایران نیز از نخستین سال‌های پیدایش و تکاملش تا دست‌کم چهار دهه پس از آن، الگوهاى روایى و قالب‌هاى دراماتیکش را از منابعى تامین مى‌کرد که به افسانه‌هاى پریان نزدیک‌تر بودند تا دنیاى پیرامون. اگر هم عناصرى از جهان معاصر وارد فیلم‌ها مى‌شد به سرعت فرمولیزه مى‌شدند و از فیلتر آشناى جهان فیلم مى‌گذشتند؛ چنان که میراث نمایش عامیانه و فرهنگ قهوه‌خانه (نقالى و نقاشى) قرن‌ها همین مواجهه را با واقعیت اجتماعى داشت و فقط وقایع بدیع و خاص را در محیط روایى خود به رسمیت مى‌شناخت، آن هم در اندازه‌هاى افسانه‌وار و خارج از دایره‌ى عادت. در این شکل از مواجهه با مفهوم درام، هر واقعه‌اى ارزش ثبت و بازگویى نداشت و فقط وقایع برجسته و غیرعادى مورد توجه بود. بدین ترتیب الگوهای رمانتیک قرن نوزدهمی در سطحی گسترده تکثیر می‌شدند و تکیه‌ی درام روی احساسات انسانی و رویدادها یا تصادفات برجسته بود. واقعیت در اندازه‌های واقعی و شکل طبیعی‌اش جایی در جهان فیلم‌ها نداشت و بعدها هم اگر مفهوم واقع‌گرایی یا واقع‌نمایی در سینما موضوعیت یافت حاصل سیر تکاملی فیلم‌ها در نمایش احساسات انسانی بود؛ یعنی فیلم‌هاکم‌کم به سمت روایت احساسات طبیعی و واقعی متمایل شدند و در ادامه‌ی این تغییر، نوبت به نمایش وقایع طبیعی هم رسید.

نظر‌ دهی مسدود شده است.