۷۰-۹۰

سایه‌روشن مرگ و زندگی: «در کمال خونسردی» به روایت ترومن کاپوتی و ریچارد بروکس

حامد عزیزیان :

 

-«انسان هیچ است، سایه‌ای است که سایه‌های دیگر آن را به سوی خود می‌کشند.»

(نقل از «در کمال خونسردی» به قلم ترومن کاپوتی)

 

ترومن کاپوتی نویسنده امریکایی با دستمایه قراردادن رویدادی تراژیک، یکی از مشهورترین آثار ادبی تاریخ معاصر امریکا به نام «در کمال خونسردی» را خلق کرد. این کتاب که قالبی نامتعارف داشت و مبتنی بر سندنگاری بود خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت و از نخستین آثاری بود که ژانری جدید به نام «ژورنالیسم نو» را در ادبیات پدید آوردند. اقتباس سینمایی از این اثر به کارگردانی ریچارد بروکس -که اندکی پس از انتشار کتاب به روی پرده رفت- چنان مورد ستایش قرار گرفت که پس از گذشت پنج دهه از زمان نمایش همچنان دیدنی و تکان‌دهنده است و به باور بسیاری طراوت و نوآوری خود را حتی بیش از کتاب حفظ کرده است. در این نوشتار ابتدا مروری می‌کنیم بر سرگذشت ترومن کاپوتی و سپس به رمان خواهیم پرداخت و در ادامه ضمن آشنایی با ریچارد بروکس، فیلم «در کمال خونسردی» را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

پیشینه ترومن کاپوتی

ترومن کاپوتی (Truman Capote) نویسنده امریکایی در سی‌ام سپتامبر ۱۹۲۴ و با نام اصلی رومن استرکفوس پرسونز در شهر نیواورلینز متولد شد. هنگامی که شش‌ساله بود پدر و مادرش از هم جدا شدند. مادرش او را به آلاباما و نزد بستگانش فرستاد. کاپوتی در سال ۱۹۳۳ به نیویورک بازگشت تا با مادر و پدرخوانده‌اش جوزف کاپوتی زندگی کند. دو سال بعد نامش را به ترومن کاپوتی تغییر داد. کاپوتی به رغم ضریب هوشی بسیار بالایش -حدود ۲۱۵- مدرسه را در سن ۱۷سالگی ترک کرد و در مجله نیویورکر به عنوان پادو مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۴۴ نیویورکر را ترک و بقیه عمرش را وقف نوشتن کرد. نخستین اثر منتشرشده کاپوتی داستان کوتاهی به نام «میریام» بود که در مجله مُدِ مادموازل به سال ۱۹۴۲ منتشر شد. این داستان جایزه اُ. هنری برای بهترین داستان چاپ نخست را به خود اختصاص داد. نخستین داستان بلند کاپوتی «صداهای دیگر، اتاق‌های دیگر» نام داشت که در سال ۱۹۴۸ انتشار یافت و خیلی زود مورد توجه واقع شد و به مدت نُه هفته در صدر پرفروش‌های نیویورکر قرار گرفت. این داستان مقطعی از زندگی نوجوانی سیزده‌ساله به نام جول هریسون ناکس است که پس از مرگ مادرش نیواورلینز را به همراه پدرش ترک می‌کند. جول ناکس تمایلات نامتعارفی دارد، دوران بحرانی بلوغ را در انزوا می‌گذراند و تنها با افرادی خاص ارتباط برقرار می‌کند. کاپوتی سپس با داستان «صبحانه در تیفانی» (۱۹۵۸) -که به رابطه دختری دمدمی‌مزاج و همسایه نویسنده‌اش در محله منهتن نیویورک می‌پردازد- مورد استقبال فراوانی قرار گرفت. این داستان سه سال بعد دستمایه فیلمی موفق به همین نام به کارگردانی بلیک ادواردز و با بازی آدری هپبورن و جرج پپارد شد. کاپوتی مشهورترین اثرش را در سال ۱۹۶۶ با عنوان «در کمال خونسردی» منتشر کرد. این کتاب شرحی گزارش‌وار، دقیق، وسواس‌گونه روانشناسانه، نیمه‌دراماتیک و در عین حال غیرداستانی است از ماجرای قتل‌عام بی‌رحمانه اعضای خانواده‌ای سرشناس از اهالی کانزاس، پیامدهای آن و در نهایت دستگیری و محاکمه ‌قاتلان. «در کمال خونسردی» پس از انتشار به یکی از موفق‌ترین آثار تاریخ ادبیات امریکا تبدیل شد و نام کاپوتی را به عنوان نویسنده‌ای تاثیرگذار و خلاق بیش از پیش بر سر زبان‌ها انداخت. با این حال این کتاب ضمن اینکه خالق اثر را بلندآوازه کرد مانند طلسمی ادبی نیز عمل کرد و چنان حیات ادبی ترومن کاپوتی را تحت‌الشعاع قرار داد که پس از آن نویسنده هرگز نتوانست موفقیت آن را تکرار کند. آثار بعدی وی نظیر «موسیقی برای آفتاب‌پرستان» (۱۹۸۰) -که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و نوشته‌های غیر‌داستانی بود- نخستین‌بار در مجله اینترویو متعلق به اندی وارهول منتشر شد. کاپوتی با مشکلات شخصی فراوانی همچون اعتیاد به الکل و مواد مخدر دست‌به‌گریبان بود به گونه‌ای که هرگز نتوانست از آنها رهایی یابد تا اینکه سرانجام در ۲۵ آگوست ۱۹۸۴ در لس‌آنجلس و بر اثر بیماری کبد و عوارض وریدی درگذشت.

ترومن کاپوتی علاوه بر داستان‌نویسی دستی هم در نمایشنامه‌نویسی و فعالیت سینمایی داشت. وی نخستین نمایشنامه‌اش به نام «گراس‌هارپ» -که اقتباسی بود از داستانی به همین نام- را در ۱۹۵۲ به نگارش درآورد و فیلمنامه «شیطان را بران» (۱۹۵۳) و «بیگناهان» (جک کلیتن، ۱۹۶۱) را نیز نوشت که دومی در زمره آثار کلاسیک سینمای وحشت قرار دارد. کاپوتی در سال ۱۹۷۶ در فیلم «قاتل مقتول» به کارگردانی رابرت مور در مقام بازیگر ایفای نقش کرد و در کنار ستارگانی چون الک گینس، دیوید نیون، پیتر سلرز، مگی اسمیت و پیتر فالک حضور یافت. فیلم که اقتباسی از نمایشنامه‌ای به همین نام اثر نیل سایمن است هجویه‌ای است بر ادبیات پلیسی و آثار آگاتا کریستی، دشیل همت و شخصیت‌هایی همچون هرکول پوارو، خانم مارپل، سم اسپید، چارلی چان و… . کاپوتی در این فیلم نقش شخصیتی عجیب به نام لایونل تواین را بازی می‌کند که مشهورترین کارآگاهان دنیا را به صرف شام و حل یک معمای قتل به قصر خود دعوت کرده و با آنها موش و گربه بازی می‌کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.