۶۴-۲۲-

زیستن در محال یادداشتی بر فیلم تشنگی (۲۰۰۹)

میلاد روشنی‌پایان

«بگذار همچون جذامی که فساد را در گوشت می‌تند، مطرود همگان باشم. همچون افلیجی بی‌اندام، اختیار حرکت را از من بگیر. گونه‌هایم را بردار تا اشک‌هایم بر آنها نلغزند. لب‌ها و زبانم را له کن، تا با آنها گناه نورزم. ناخن‌هایم را بیرون بکش تا چیزی را در چنگ نگیرم. بگذار شانه‌ها و کمرم خمیده شوند تا چیزی را بر دوش نگیرم. بدن بکر مرا در هم بکوب و مرا بی‌هیچ غروری رها کن. بگذار تا در شرم زندگی کنم و نگذار کسی برایم دعا کند تا مگر تنها فیض خداوندگار، عیسی مسیح، شامل حال من شود.»
این مناجات بی‌پروای سانگ-هیون، کشیشِ فیلم تشنگی (۲۰۰۹/ پارک چان-ووک) است که نخستین‌بار پس از سفر قهرمانانه‌ی او به یک بنیاد تحقیقات پزشکی، زمزمه می‌شود. بنیاد تحقیقاتی در پی کشف واکسنی برای ویروسی کشنده به نام امانوئل است و برای انجام تحقیقات نیازمند داوطلبانی از جان‌گذشته است. تا پیش از ورود سانگ-هیون همه‌ی آزمایش‌ها ناموفق بوده است و ویروس همه‌ی داوطلبان قبلی را کشته است. همانطور که مدیر مرکز می‌گوید، بسیاری از این داوطلبان کسانی بودند که پس از ناامیدی از دعاهای خود، به قصد یک خودکشی دراماتیک داوطلب شده بودند. اما سانگ-هیون مومنانه داوطلب شده است. او قهرمانِ نفس است. و این قهرمانی زمانی که با سیمای جذاب و لبخندهای ملیحِ سونگ گانگ-هو، سوپر‌استار سینمای کره، ترکیب می‌شود، همه چیز را برای تولید یک قهرمان کلاسیک آماده می‌کند. تا اینجا سانگ-هیون شهسوار ایمان و یکی از همان قهرمان‌هایی است که در قصه‌های همواره محبوب، برای نجات بشر بر سر جان و بدن زیبای خود قمار می‌کنند. در بسیاری از این قصه‌ها که بعدها معدن‌های طلای هالیوود شدند، قهرمان قمار را می‌بَرد. به این ترتیب هم بدن زیبای خود را حفظ می‌کند و هم جان خود را زیبا می‌کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.