۶۲-۶-

زندگی و آثار لوئیس بونوئل گوشه‌هایی از تاریخ سینمای اسپانیا

همایون خسروی‌دهکردی
ردپای لوئیس بونوئل را در سرزمین الدورادو و ماکوندو هم می‌توان دید. کمتر سینماگری در جهان خود را متاثر از بونوئل نمی‌داند. اغلب نظریه‌پردازان و منتقدان جهان به عظمت بونوئل ایمان دارند. با وجود اینکه حداقل در کشور ما کمتر کسی به درستی دلایل باارزش‌بودن آثار او را تبیین کرده است. زبان اسپانیایی و کوه‌ها و جنگل‌های امریکای لاتین که از سوی استعمارگران اسپانیایی درهم آمیخت، جادویی پدید آورد که غیر از مارکز و ایناریتو، در برخی آثار حتی آلمودوبار، مهرجویی و کوبریک را نیز همرنگ لوئیس بونوئل کرد.
شناخت مختصر کشور اسپانیا
اسپانیا به عنوان کشوری پادشاهی در حال حاضر سرزمین اصلی‌اش در شبه‌جزیره ایبریا در جنوب غربی اروپا قرار دارد و غیر از چند شهر خودمختار و دو مجموعه جزایر در سواحل آفریقایی، در حدود سی درصد مساحت کشور ایران را در اختیار دارد. در قرن پانزدهم و ابتدای قرن شانزدهم این کشور پس از رهایی از دست موروهای مسلمان و اتحاد سرزمین‌های متفرق خود به یک امپراتوری قدرتمند تبدیل شد. اسپانیایی‌ها به عنوان نخستین فاتحان قاره امریکا در آنجا ساکن شدند و بالغ بر نیم‌میلیارد نفر اسپانیایی‌زبان که در امریکای لاتین زندگی می‌کنند میراث دوران استعمار آنان است.
در سال‌های آغازین قرن هیجدهم با حمله ناپلئون به اسپانیا دوران ناآرامی‌ در این کشور آغاز شد که در نهایت اثرات فرهنگی و بحران‌های اقتصادی ناشی از آن تا ابتدای قرن بیستم ادامه یافت. غیر از استقلال مستعمره‌ها؛ ناآرامی‌های اسپانیا در سال ۱۸۹۸ منجر به دخالت ایالات متحده امریکا در مناقشه شد. جمهوری دوم در اسپانیا به چند استان خودمختاری و به زنان حق رای داد. ولی از نظر اقتصادی دهه‌های منجر به ۱۹۳۰ را بحرانی کرد. در سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا شروع شد که در یک طرف آن نیروهای ملی‌گرا با حمایت فاشیست‌های آلمان و ایتالیا قرار داشتند و در سمت مقابل جمهوریخواهان تحت پشتیبانی شوروی و مکزیک. این جنگ‌ها پس از سه سال و کشته‌شدن نیم‌میلیون نفر منجر به پیروزی ملی‌گرایان به رهبری ژنرال فرانکو و استقرار دیکتاتوری شد. در دوران دیکتاتور فرانکو تنها حزب، حزب فالانژ بود که با کمونیسم، کاتولیسیسم و ملی‌گرایی مقابله می‌کرد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.