۶۸-۱۶۳

زندگی در تعلیق

محمدرضا پورجعفری :

می‌خواهیم بدانیم آیا می‌توانیم پا بر زمین سفت کنیم؟ یا باید به‌هوا بپریم که کسی باشیم یا مگسی؛ شاید خسی آویخته بر بالِ باد که ما را به‌هرسو می‌برد.

برگ کاهم پیش تو ای تندباد      من نمی‌دانم کجا خواهم فتاد

او همی گردانَدَم بر گِرد سر       نه به زیر آرام دارم نه زبر

باد سرگردان ببین اندر خروش    پیش امرش موج دریا بین به‌جوش

همواره دلی آویخته با تپش‌های نابسامان که به‌دیدن و شنیدنِ برق تیغی یا غرش میغی، لرزه‌ی بمبی یا بوم‌لرزه‌ی سختی، می‌خواهد از دهان‌مان درآید. نمی‌دانیم امروز چه خواهدشد، فردا و پس‌فردا چه‌برسرمان خواهد آمد. همیشه در تعلیقیم. پس وجه ممتاز داستان ما -که بنیادش گزارش همین تعلیق‌هاست- این دلواپسیِ جاودانه و نگرانی‌های دم‌به‌دم است. حالا که نویسنده می‌داند درمیان مردم، از مردمی می‌نویسد لرزان و نگران بر لبه‌ی تیغ تیز تاریخ، پایی رها در هوا و پایی سست بر زمین، دستخوش ترکتازی‌ها و تالانگری‌های بی‌امان، زلزله‌ها و سیلهای بنیان‌کن -که اورا نیز دربرگرفته‌ست- خودِ تعلیق نقشی بنیادی در داستان او بازی می‌کند.

پس ایجاد تشویش و کنجکاوی در خواننده یکی از کارآمدترین شیوه‌ها برای درگیر‌کردنِ او با داستان و نگه‌داشتنش در سرتاسر داستان است. بدین‌سان نویسنده از درون خواننده سخن می‌گوید و پرسش‌هایی را که خواننده نمی‌تواند از خود بکند، پیشِ روی او می‌نهد. خواننده فکر می‌کند این نویسنده‌ست که می‌پرسد، اما پرسش خودِ او نیز هست!

نویسنده با قلاب‌کردن خواننده در داستان، به‌یاریِ تعلیق، او را سوارِ کار می‌کند و همکاری خوشایندی میان آن‌دو برقرار می‌شود. بویژه همدلی و همراهیِ خواننده بیشتر با شخصیت اصلی داستان ضرورت دارد. اگر نویسنده نتواند با ایجاد شور و دلشوره در خواننده، از راه تعلیق، کار شخصیت داستانش را پیش ببرد، خواننده دلیلی برای تداومِ خواندن نمی‌یابد. بهترین قسمت داستان ما، رازهای به‌کارگرفتنِ تعلیق است. چنانکه از این واژه برمی‌آید مراد از تعلیق، ماندن در دودلی‌ست. ساعتی دیگر یا روزی دیگر چه پیش خواهد آمد؟ suspence ترکیبی‌ست از sus- به‌معنای پیشوند sub- یعنی “زیر” و pendere یعنی آویختن، آویزان‌بودن. در پارسی آن را «اندروای» گویند: آمیزه‌ی پیشوند “اندر” به‌معنای «در» و “وای” یا “وا” یعنی «باد». در جمع یعنی «درهوا». “وا” در زبان‌های هندو ایرانی (vayῡ در سنسکریت)، «باد» است. تعلیق، آویختن و در داستان تعویق و تاخیر و موکول به‌بعدکردن هم معنا می‌دهد. چرا که نویسنده برآن ‌است تا خواننده را به‌فکر وادارد و با انگیختن کنجکاوی او، به‌کشف موضوع برساند. البته این‌ کار ساده نیست . خواننده متحمل هزینه‌هایی می‌شود. وقت و تلاش برای درک و دریافت و از همه مهم‌تر همراهی و همدلی با شخصیت داستان.

نظر‌ دهی مسدود شده است.