all-g2-182

زندگینامه خودنوشت و مسئله هویدایی

شاپور بهیان
زندگینامه و زندگینامه خودنوشت، علاوه بر اینکه از انواع ادبی‌اند، شیوه‌هایی از زندگی و از عناصر مهم حیات اجتماعی بشری هستند. ما در طول عمر خود، پیوسته در حال حرف‌زدن درباره خودمان و دیگران هستیم. داستان‌هایی می‌گوییم که شخصیت‌هایش آدم‌های واقعی اطرافمان، زنده و مرده، یا آدم‌های انتزاعی، خیالی، داستانی و از این قبیل است. در هر جامعه‌ای و در هر طبقه اجتماعی‌ از آن جامعه، مردم مطابق با پنداره یا ایماژ مقبول از فرد، تصویرهایی از خود ارائه می‌کنند؛ زن خوب، مرد خوب، پدر زحمتکش، مادر مهربان، بچه با‌ادب؛ الگوهای مقبول اجتماعی را معمولاً نهادهای اجتماعی، دستگاه‌های ایدئولوژیک دولت، وسایل ارتباط جمعی، فرهنگ و سنت در اختیار اعضای خود قرار می‌دهد. به این ترتیب آنچه در روایت‌های مردم از خود و دیگران می‌بینیم، بیشتر روایت‌هایی است که گویی عناصر و اجزایش، از پیش طراحی شده است و مردم صرفاً ابزار به‌ گفتار در‌آوردن آن و تجسم‌بخشیدن به آن «آدم» کلیِ از پیش تعیین‌شده‌اند و تعجبی ندارد که چنین در گفتار و رفتار به هم شبیه‌اند. آدم‌هایی را می‌بینم که قهرمان داستان‌هایی‌اند که هرگز در آن شکستی وجود ندارد مگر برای دشمن و رقیبشان. آنها بر موانع غلبه می‌کنند و با هوشیاری، نقشه‌های خیانت‌آمیز دشمن و دشمنان دوست‌نما را نقش بر آب می‌کنند. در غالب اوقات آن چیزی را درباره خودمان و درباره دیگران می‌گوییم که مطابق عرف جامعه است. ما هرگز درباره اطرافیانمان، دوستانمان، خارج از قواعد گفتار حرف نمی‌زنیم، مگر اینکه مطمئن باشیم به گوش او نمی‌رسد و چنانچه خلاف انتظارمان چنین اتفاقی بیفتد، به سختی می‌توانیم با او چهره به چهره شویم و دائم خود را به خاطر اینکه مراقب کلاممان نبودیم، سرزنش می‌کنیم؛ گاه که ناسزایی می‌گوییم به ما گوشزد می‌کنند که حرف دهنمان را بفهمیم. یا متوجه‌مان می‌کنند که مواظب حرف زدنمان باشیم.
جاناتان گاتشال در کتاب خود، «حیوان قصه‌گو»‌۱ می‌گوید ما در داستان زندگی خود، قصه‌مان را طوری بیان می‌کنیم که شأن شخصیت اول را حفظ کنیم (ص ۱۶۹). به گفته او حتی آدم‌های واقعاً ترسناک هم خودشان را شخصیت منفی نمی‌دانند. برای مثال هیتلر فکر می‌کرد شوالیه‌ای شجاع است که شّر را نابود خواهد کرد و بهشتی هزار‌ساله را به زمین خواهد آورد. به گفته او وقتی آدم‌های معمولی کار غلطی می‌کنند -‌پیمانی را می‌شکنند یا مرتکب قتل می‌شوند- معمولاً آن را در روایتی می‌پیچند که گناهشان را انکار می‌کند یا دست‌کم کاهش می‌دهد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.