۶۶-Goudarzi

مرزهای نوآوری در ادبیات داستانی / همراه با حسین پاینده، فرشته احمدی، مهدی یزدانی‌خرم، محمدرضا گودرزی تیتر: روایت‌های اعظمی که فرو می‌ریزند

محمدرضا گودرزی: بحث ما در این نشست، در‌باره نوآوری ادبی است، البته با گوشه‌چشمی به آشنایی‌زدایی. خب طبیعی است که نویسنده‌ها، در همه دوران‌ها سعی می‌کنند به نحوی بنویسند که دیگری ننوشته باشد و این مسئله‌ای عادی است، ولی پرسش این است که نوآوری تا چه حد؟ و آیا اصلاً نوآوری مطلق ممکن است یا نه؟ بحث را با آقای دکتر پاینده شروع می‌کنیم.
حسین پاینده: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. البته من خیلی خوشحال می‌شدم که سایر دوستان گفتار را شروع کنند و من هم بهره ببرم. ولی چون تاکید کردید، چشم. اجازه بدهید ابتدا به این موضوع اشاره کنم که امر نو، تضمین‌کننده دینامیسم ادبیات است و اگر در ادبیاتی نوآوری صورت نگیرد، این خودش زمینه‌سازی برای افول ادبیات و در درازمدت حتی می‌توان گفت، بی‌اهمیت‌شدن ادبیات و حاشیه‌ای‌شدن آن در جامعه است. یعنی وقتی ما تاریخ ادبیات را بررسی کنیم، می‌بینیم همیشه نسبتی دیالکتیکی بین امر نو و امر موجود بر‌قرار می‌شود. به این معنا که وقتی آثار جدید تولید می‌شود، این آثار از یک سو به ظاهر آنچه را پیش از خودشان بوده است نفی می‌کنند،

فرشته احمدی: خب من فکر می‌کنم، مثال‌های شما یا بعضی از مثال‌های آقای دکتر پاینده روی فرم بیرونی نو و تازه‌ی اثر تاکید می‌کنند و اینکه گاهی به این ترتیب ارتباط برقرار‌کردن با اثر سخت می‌شود، با اینکه بدیهی است که هر امر نویی با نفی بعضی از پیش‌فرض‌های قبلی خود و با باقی‌ماندن در برخی از همان پیشفرض‌ها، از سوی هر بیننده‌ای قابل ادراک است. اما من فکر می‌کنم گذشته از شکل ظاهری و بیرونی و فرم، ساختار کلی‌ای که در جوامع در حال تغییر است تحت تاثیر کلان‌روایت‌های حاکم بر آن جوامع عوض می‌شود و ساختارهای ذهنی را به هم می‌ریزد؛ مثل اتفاقی که در قرن ۱۸ یا ۱۹ افتاده است، «انقلاب صنعتی» انقلاب بزرگی که همه عرصه‌های علم و تکنولوژی و فلسفه را زیر‌و‌رو می‌کند
مهدی یزدانی‌خرم: خب بحث‌های خیلی خوبی شد و شاید من چیز زیادی برای اضافه‌کردن به آنها نداشته باشم. منتها، بحثی که شما درباره نوآوری می‌کنید، به نظرم، بیش از هر چیزی به آن جمله‌ای که ابراهیم گلستان، همیشه در صحبت‌هایش با خود من یا در مصاحبه‌هایش گفته است، یعنی به فکر ادبی، استناد می‌کنم. فکر ادبی امری است که بسیار در ادبیات ما گم شده است. ما نویسندگان خیلی خوبی داریم. نویسندگانی داریم که ساخت را می‌شناسند. مخصوصاً نویسندگان نسل جدید که تربیت خیلی از آنها کارگاهی است. از پس شخصیت‌پردازی برمی‌آیند. پلات را می‌شناسند. ولی چیزی که مشکل بزرگ ماست و آقای دکتر خیلی ظریف اشاره‌ای به آن کردند،

نظر‌ دهی مسدود شده است.