۶۸-۱۴

روایت‌هایی بی‌آغاز یا انجام / آنتونیونی از شیوه‌ی روایت تا ساخت فیلم‌هایش می‌گوید

گردآوری، ترجمه و تلخیص: بهروز سلطانزاده :
همان گونه که مشاهده خواهید کرد آنتونیونی در پاسخ به سوالی که از او در مورد ایده‌ی اصلی فیلم‌هایش پرسیده می‌شود می‌گوید: «پاسخی صادقانه برای پرسش وجود ندارد.» او می‌گوید که حریصانه به هر چیزی نگاه و گوش می‌کند. جنبه‌های بصری فیلم‌هایش نیز وابستگی زیادی به موضوعات دارد. «ایده‌ها تقریباً از طریق تصاویر به ذهنم می‌رسند.» اما آنچه در این گفت‌وگو بیش از پیش جذاب می‌نماید صحه‌گذاشتن آنتونیونی بر کار کارگردان است. وقتی از او در مورد همکاری‌اش با دیگران در نوشتن فیلمنامه فیلم‌هایش پرسیده می‌شود می‌گوید هرگاه سعی کرده تکه‌هایی از متن اولیه را به دیگران بسپارد نتیجه ناامیدکننده از آب در آمده و حسی از ناتوانی به او داده است. «بنابراین پس از چند بار تجربه به این نتیجه رسیدم که متن نهایی تمام فیلم‌هایم را خودم بنویسم.» در مورد نکات فنی فیلم؛ مثل زاویه دوربین؛ استفاده از لنزهای مختلف، حرکات دوربین، انتخاب هنرپیشه‌ها و حتی دیالوگ‌ها نیز، آنتونیونی معتقد به نوعی بداهه‌پردازی است. «ما هیچ کدام برای یک قرار کاری یا عاشقانه از پیش آماده نمی‌شویم… آهسته‌آهسته در طول ملاقات خود را با آن منطبق می‌کنیم و از امتیاز حوادث غیرمنتظره بهره‌مند می‌شویم.» ایده آنتونیونی در انتخاب و کار با هنرپیشه‌ها نیز جالب توجه است: «می‌دانم که هنرپیشه‌ها با من احساس راحتی نمی‌کنند. احساس می‌کنند کنار گذاشته شده‌اند. واقعاً هم همین طور است چون این دقیقاً همان نوع همکاری است که از آنها انتظار دارم. چرا که فقط یک نفر فیلم را تا جایی که امکان دارد به وضوح در ذهن دارد و آن کارگردان است. فقط یک نفر می‌تواند تمام عناصر درگیر در فیلم را در ذهن خود به هم پیوند دهد و فقط یک نفر در موقعیتی است که نتیجه این پیوند را پیش‌بینی کند: کارگردان.»

نظر‌ دهی مسدود شده است.