۷۲-۳۴

راسکُلنیکُف‌های آلن / درباره دو فیلم «امتیاز نهایی» و «مرد بی‌منطق» ساخته وودی آلن

امیرهوشنگ للهی:

«زندگی بی‌معنی است. شما در جهانی تصادفی زندگی می‌کنید. حیات شما بی‌معنی است و هر چه در زندگی خلق می‌کنید در نهایت ناپدید می‌شود. زمین نابود می‌شود، خورشید می‌سوزد و جهان می‌رود و همه‌چیز تمام می‌شود.» (وودی آلن)

مقدمه

وودی آلن در طول دوران فیلمسازی پربار و طولانی‌اش بارها به مضامین و تم‌های مشابهی بازگشته است. باوجودی که او را یک فیلمساز کمدی می‌شناسند اما در تعدادی از فیلم‌های جدی‌اش به سراغ  ژانر جنایی و تریلر رفته است. همان‌گونه که همیشه گفته شیفته‌ی داستایفسکی و رمان مشهورش، «جنایت و مکافات» است. و در تعدادی از فیلم‌هایش از منظری متفاوت، هم‌راستا با دیدگاه‌های شخصی‌اش به سراغ آن رفته است. آلن در سال ۱۹۸۹ با ساخت فیلم درخشان «جنایت و جنحه» دِین خود را به داستایفسکی و رمان «جنایت و مکافات» ادا کرد. فیلم از نظر منتقدان بسیار ستایش و در سه رشته هم کاندیدای جایزه اسکار شد.

سال‌ها طول کشید تا آلن دوباره به مضمون مورد علاقه‌اش بازگشت. این بار در قالبی بسیار جدی و خارج از قواعد فیلم‌های کمدی. «امتیاز نهایی» در سال ۲۰۰۵ فیلم دیگری از آلن بود که با قواعد ژانر جنایی ساخته شد و به هیچ وجه حال و هوا و فضایی کمیک نداشت. در سال ۲۰۰۷ نیز آلن با «رویای کاساندرا» باز به فضای یک اثر جنایی بازگشت. که البته آن را نمی‌توان در ادامه «امتیاز نهایی» به شمار آورد. اما ده سال پس از «امتیاز نهایی» در سال ۲۰۱۵ دوباره با فیلم «مرد بی‌منطق» به ایده محبوبش بازگشت؛ جهانی تصادفی و بر پایه شانس. «مرد بی‌منطق» هم در ادامه تجربه‌های جنایی وودی آلن می‌ایستد و تلاش می‌کند ایده‌ی تصادفی و بی‌معنابودن جهان را به نهایت خود ببرد. در این متن تلاش می‌کنم از طریق بررسی مضمون، تصاویر، روایت و در نهایت مقایسه بین دو فیلمِ «امتیاز نهایی» و «مرد بی‌منطق» نشان دهم چطور پافشاری بر تکرار یک ایده و تِم می‌تواند اثر جدید را به پارودی اثر پیشین فیلمساز تبدیل کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.