۷۱

دی و بهمن ۱۳۹۷ – شماره ۷۱ – سال ‌پانزدهم

سخنی با خوانندگان

نقش و جایگاه فدریکو فلینی و میکل‌آنجلو آنتونیونی در سینمای ایتالیا، چنان مشابه و نزدیک به هم است که بخش نیم‌ویژه این شماره درباره فلینی را باید در امتداد پرونده آنتونیونی که سه شماره پیش (شماره ۶۷) تقدیمتان شد و در کنار یکدیگر مطالعه و ارزیابی کرد.

سینماگرانی که در اروپای دهه ۱۹۶۰ درخشیدند عمدتاً‌ آثار خود را با تمرکز بر رشد طبقه متوسط و نقش سرمایه و تحولات صنعتی در ویران‌کردن برخی از ارزش‌های انسانی بنا نهادند. نگاهی به زندگی این سینماگران که اغلب در پانزده شماره اخیر مجله سینما و ادبیات محور نیم‌ویژه‌ها بودند نشان می‌دهد که به‌رغم توجه این بزرگان به طبقه‌ی فرودست، محور اصلی آثارشان بیگانگی، روابط انسان‌ها، پلیدی و نیکی رفتارهای خرده‌بورژوازی نوخاسته پس از جنگ جهانی دوم و فمینیسم (نوع خاص) بوده است. در میان هنرمندانی مانند برگمان، بونوئل، گدار، برسون، آنتونیونی و فلینی علاوه بر جهان‌بینی کمال‌گرا و نگاه انسانی، موضوعی که جلب توجه می‌کند مهارت و استادی آنان در ساخت فیلم‌هایشان است که فیلمساز این شماره ما یعنی فدریکو فلینی سرآمد همه آنهاست. سقوط سینمای کشورهای مهم بعد از جنگ دوم به ویژه در دهه ۱۹۵۰ عمدتاً‌ به تلاش‌هایی منتج شد که موج‌های نو سینما را در دهه ۱۹۶۰ در پی داشت؛ خیزش‌هایی که به صورت عمده بر استقلال سینما و پالایش ارتباط ادبیات و تئاتر با آن تاکید می‌کرد.

فلینی بیش از هر فیلمساز دیگری، جهان منحصر به خودش را خلق کرد. به واسطه موسیقی، به وسیله شمایل انسان‌ها، طوری که نگاه و حرکت می‌کنند و از طریق حرکات دوربین، او در نهایت جهان شخصی خود را آفرید. فلینی به فضاها و رویدادهای غیرمنطقی و خلاف عقل سلیم گرایش بسیار داشت، همیشه در عالم رویا زندگی سرشاری را تجربه می‌کرد و تحت تاثیر روانکاوی یونگ؛ ثبت و ضبط رویاهای پرشمارش به همراه اسکیس‌های رنگی که با ماژیک می‌کشید به یکی از منابع الهام کاری هنری‌ او تبدیل شد. در نظرخواهی‌ای که به سال ۱۹۸۷ از سی روشنفکر و فیلمساز اروپایی صورت گرفت آنها «هشت‌و‌نیم را مهم‌ترین فیلم تاریخ سینمای اروپا خواندند و بر پایه‌ی همین اثر فلینی را مهم‌ترین کارگردان سینمای اروپا لقب دادند».

 

اسکورسیزی در مصاحبه‌ای در این شماره از تاثیر فلینی به ویژه فیلم «ولگردها»ی او بر فیلمسازی‌اش می‌گوید و اینکه تاثیر این فیلم چگونه بر او منجر به ساخت فیلم «خیابان‌های پایین شهر» شد. تاثیرپذیری و حدود و ابعاد آن موضوع این شماره سینمای ایران است. مثلاً موج نو سینمای ایران تحت تاثیر موج نو سینمای فرانسه و جهان چه تاثیراتی را در سینمای ایران رقم زد. موتمن می‌گوید: در واقع در موج نو سینمای ایران یک عده فیلمساز خوشفکر آمدند و گفتند کمی جدی‌تر فیلم بسازیم. و البته تاثیر بسیار مهمی در سینمای ایران می‌گذارند. در سینمای بعد از انقلاب دو فیلمساز از جنبه‌ی تاثیرگذاری اهمیت بسزایی دارند؛ عباس کیارستمی و اصغر فرهادی. اما تاثیرپذیری‌ها کجا به تقلید پهلو می‌زند؟ بعد از‌ ظهور کیارستمی در سینمای ایران، موجی به وجود می‌آید که همه می‌خواهند مانند او فیلم بسازند. و همه سودای رفتن به کن را دارند. تقلید از آنجا می‌آید. اما در مقابل تاثیرپذیری خلاقانه واجد چه مولفه‌هایی است و در سینمای جهان و ایران به برآمدن چه جریان‌ها و ظهور چه سینماگرانی انجامیده است؟

حاشیه‌نشینی در ادبیات موضوع محوری پرونده‌ی ادبی در این شماره است. بحث گسترده‌ای که به نوعی ادبیات اقلیت نیز معنا می‌‌شود و به «ادبیات حاشیه‌ی شهر» می‌رسد و پدیدآمدن حاشیه‌‌ی شهرها، شخصیت‌های حاشیه‌ای و زبان جدیدی که خلق می‌شود. در ادبیات اقلیت اما گاهی بحث به «ادبیات به حاشیه‌رانده‌شدگان» می‌کشد و می‌رسد به شخصیت‌هایی که به نحوی از انحا در روایات داستانی منزوی شده و به حاشیه رانده شده‌اند. اما بحث اقلیت در زبان؛ به گویش‌ها و زبان‌های بومی می‌رسد، به زبانِ محاوره‌‌ی حاشیه‌ی شهر و به زعم دلوز و گتاری به کوچ‌گری در زبان. «آیا وقتی دلوز از ادبیات حاشیه‌نشین‌ها صحبت می‌کند منظورش حاشیه‌نشینی به معنای جغرافیایی آن است؟ مثلاً حاشیه‌ی شهر؟… او از بکت مثال می‌آورد. بکت ایرلندی است با سابقه‌ای بی‌نظیر از ادبیات انگلیسی. او دستیار و دوست صمیمی جیمز جویس است. بکت بهتر از هر کسی به زبان و ادبیات انگلیسی تسلط دارد ولی «آخر بازی» را به زبان فرانسه می‌نویسد. چرا؟ چون در این حالت بکت کوچ‌کننده‌‌ای در زبان است. یعنی زبان فرانسه برای او زبان اقلیت است. بکت در این اثر رویکردی تقلیل‌گرا به زبان دارد. به جای آنکه زبان را متورم کند، آن را تقلیل‌ می‌دهد، می‌تراشد و کاری می‌کند تا کلمات مثل جواهری تراشیده‌شده در جای خود قرار گیرند.»

دیگر پرونده‌ی ادبی این شماره عنوان رمان فارسی در آستانه ۱۴۰۰، چه باید کرد؟، را بر پیشانی دارد. عنوان خود گویای محتواست. با وضعیت فعلی که رمان ایرانی با آن دست به گریبان است چه آینده‌ای را می‌توان تا سال ۱۴۰۰ که دو سه سال دیگر پا در قرن جدید می‌گذاریم برای آن متصور بود؟ کجا ایستاده‌ایم و به کجا می‌خواهیم برسیم؟ «تمام ایده‌ها فرسوده شده‌اند. امروز دیگر باید دانسته‌ باشیم ایده‌ها کم نبوده‌اند، اما همواره کم‌زور و کم‌توان بوده‌اند. ایده‌‌های رمان شهری، رمان آپارتمانی، رمان ژانر، نا-داستان و… هیچ کدام فی‌نفسه ایده‌های بدی نیستند، اما همه حیف شده‌اند. همه شکست خورده‌اند. چرا؟ چون از زور و نیروی کافی برخوردار نبوده‌اند. مخلص کلام ادبیات کم‌زور شده است.» میزگرد و مطالب این بخش وضعیتی را که رمان ایرانی در آن زیست می‌کند تشریح می‌کند و از این رو چشم‌اندازی را در آستانه این گسست ترسیم می‌کند.

 

سوءتفاهم موضوع محوری این شماره بخش هیروگلیف است. «در عرصه‌ی ادبیات از «فرم» انتظار می‌رود تا سوءتفاهم بیافریند. سوءتفاهم چگونه به کار می‌افتد و با زبان چه می‌کند؟» «سارتر سوءتفاهم را به مثابه خصیصه یک عصر برمی‌گزیند، عصر ادبیات که در آن ادبیات خود را به مفهوم دقیق کلمه به مدد شماری از چهره‌های نمونه‌وار اثبات می‌کند: بودلر، فلوبر، ملارمه، پروست،… اما او آن را به عجیب‌ترین شیوه تعریف می‌کند؛ کمینه در محتوا و رادیکال در فرم. یعنی سارتر می‌گوید نویسندگان نمی‌خواهند فهمیده شوند. آنها از رعایت رمزهایی سر باز می‌زنند که عموم بورژوازی بر ادبیات بار می‌کنند. آنها از برآوردن هر غایتی، معنابخشیدن به هر غایتی جز غایات خود هنر امتناع می‌کنند.

بخش نوآمده سینه‌فیل موضوع مهجور اما مهم سینما دیرکت را برگزیده است. جریانی مهم و موثر که از اواخر دهه پنجاه میلادی در سینمای مستند کانادا ظهور می‌کند و طی مراحل رشد به سینماهای دیگر کشورها از جمله امریکا و فرانسه راه و گسترش می‌یابد…

 

گریز از مرکز پرونده‌ی دیگری در این شماره است که دست به ریشه‌یابی وضعیتی در سینمای ایران می‌زند: چرا سینمای امروز ایران این همه نسبت به گوناگونی‌های فرهنگی و جغرافیایی کشور و حتی تنوع روایی و داستانی مرسوم بی‌تفاوت است؟ انگار همه دارند از یک الگوی کلی کپی می‌کنند؛ داستان‌های تکراری، مکان‌های تکراری، دغدغه‌های تکراری، حال و هوا و سروشکل تکراری؛ در یک کلام نوعی از تهرانی‌گری و مرکزگرایی بر همه چیز سایه افکنده است.

 

فهرست مطالب

سخنی با خوانندگان

سینمای جهان

زندگی و آثار فدریکو فلینی به همراه گوشه‌هایی از تاریخ سینمای ایتالیا/ همایون خسروی‌دهکردی

هشت‌و‌نیم: تجلیل خلاقیت هنری/ پیتر بوندانلا/ ترجمه: صالح نجفی

گفت‌وگو با فدریکو فلینی/ زندگی؛ استاد بزرگ من/ ترجمه بهروز سلطانزاده

شعر ملال: درباره زندگی شیرینِ فلینی/ مهدی ملک

کارناوالسک و رم فلینی/ ترجمه: رامین اعلایی

گفت‌وگوی «چارلی رز» و «مارتین اسکورسیزی» درباره «فدریکو فلینی»/ ترجمه: برنا حدیقی

نگاهی روانکاوانه به سه فیلم فدریکو فلینی/ پرسه فانتزی و رقص رویاها در حرمسرای ال اس دی/ ترجمه: رضا مولایی

امکان‌های تخیل اجتماعی در سینمای فدریکو فلینی/ امین حامی‌خواه

جادوی فلینی، سینمای همه چیز/ محمدحسین میربابا

فلینی مجنون و آخرین فیلم او «آوای ماه»/ ترجمه: شهریار خلفی

مروری بر دوگانه‌ی «هشت و نیم» و «جولیتای ارواح»/ حقیقت رهایی است/ مسعود حقیقت‌ثابت

فیلم‌ها و احساس‌ها

هویت، طبقه و محرومیت در سینمای معاصر ترکیه/ ترجمه: بصیر علاقه‌بند

بازنمایی استعمارگرایی در سینمای ترکیه/ آونگی از ملی‌گرایی و ضدیت با استعمارگرایی/ ترجمه: بشیر سیاح

مسئله کردها در سینمای ترکیه/ تصاویر مناقشه‌ای بی‌نام/ ترجمه: محمدرضا شیخی

رها اردم به روایت رها اردم/ ترجمه: سعیده طاهری، بابک کریمی

سینه‌فیل

سینما دیرکت/ فرید اسماعیل‌پور

«سینما دیرکت» و اداره‌ی ملی فیلم کانادا/ ترجمه: مهدی جمشیدی

میشل بُرُو، پایه‌گذار «سینما دیرِکت»/ فرید اسماعیل‌پور

«سینما وریته» و «سینما دیرکت»/ ترجمه: محمدرضا شیخی

مطالب آزاد

گدار، مسئله‌ی سینما/ سینما، مسئله‌ی گدار/ امید روحانی

سینمای ایران

آداب تاثیرپذیری/ سینمای ایران از کجا آب می‌خورد؟/ میزگرد فرزاد موتمن، امیرحسین ثقفی، جواد طوسی

گفت‌وگو با مسعود کیمیایی/ اونجایی باش که نگات کنن/ جواد طوسی

از کپی‌کاری تا بینامتنیت در سینما/ فیلم اصیل وجود ندارد/ محسن خیمه‌دوز

تاثیرپذیری یا کپی‌کاری؟ مسئله این است/ ماییم و نوای بی‌نوایی/ نیوشا صدر

ریشه‌ها/ شاهین شجری‌کهن

گریز از مرکز

دیالکتیک شیزوفرن سینمای ایران: یک واکاوی ژنریک/ بصیر علاقه‌بند

بررسی ویژگی‌های شهری و معماری به عنوان بهانه‌ای برای فیلمسازی خارج از تهران/ امکان گریز از نامکان/ شاهین محمدی‌زرغان

ملاقات پدران و پسران در وقت صفر/ مهران چهرازی

گفت‌وگو با کریم لک‌زاده/ تیغ‌ تمام‌زنگی/ مسعود مشایخی‌راد

اکران و اکنون

نگاهی به دوازدهمین جشنواره سینماحقیقت/ محسن خیمه‌دوز

شعر و داستان

سفید یخچالی/ علی مشایخی

غیرلازم‌ها/ ناتیانا تولستایا/ ترجمه: احمد اخوت

نقد و بررسی

ادبیات به حاشیه‌ رانده‌شدگان/ همراه با مهسا محب‌علی، هوشیار انصاری‌فر، حسین نمکین، کیهان خانجانی/ فربه‌تر از اکثریت

چند نکته و یک ورودی دیگر/ حسین نمکین

حاشیه‌نویسی/ احمد اخوت

قلعه حاشیه‌نشین‌ها/ مهدی افروزمنش

«آدم زیادی» در ادبیات روس/ شاپور بهیان

گور و گهواره/ پژمان تیمورتاش

دیرآمدگان نهضت روشنگری/ محمود حدادی

زاویه‌دید به مثابه چگونه نگریستن/ ابوتراب خسروی

گسست/ سهیل سمی

کاسه‌ی زائر (موراندی)/ فیلیپ ژاکوته/ ترجمه: ناصر نبوی

*مطالب این بخش بر اساس حروف الفبایی نام نویسندگان و مصاحبه‌شوندگان تنظیم شده است.

ادبیات ۱۴۰۰

رمان فارسی در آستانه ۱۴۰۰، چه باید کرد؟/ بدن سلفی یا بدن سفلی/ نشست ابراهیم‌ دمشناس، شهریار وقفی‌پور، امیرحسین‌خورشیدفر، خلیل درمنکی

رمان فارسی در دهه‌ی ۹۰/ طی‌کردن گذرگاه‌های ناممکن/ فرهاد ح گوران

ادبیات بی‌اولاد و حق حیات نویسنده/ پیمان اسماعیلی

رمان فارسی در آستانه/ فرشید فرهمندنیا

هیروگلیف

سوءتفاهم ادبی/ ژاک رانسیر/ ترجمه: مجید نظری

جمله عشق/ لین تیلمن/ ترجمه: سپیده کوتی

سوابیایی عجیب/ روبرتو بولانیو/ ترجمه: پویا رفویی

نقاش/ جان اشبری/ ترجمه: پیام چمانی

مطالب آزاد

درباره رئالیسم جادویی/ واقعیت شگفت و میدان خالی خیال/ میلاد روشنی‌پایان

گوشه‌‌ها

اتوویلا/ سینا دادخواه، میلاد اخگر

نقد کتاب

یادداشتی بر آقارضا وصله‌کار/ مسخ چهره هنرمند/ابراهیم دمشناس

مکثی بر گرسنگی/ چاقی یا لاغری؟ مسئله این است، ترجمه نیوشا صدر/ جابر قاسمعلی

نگاهی به کتاب «زمان مهرشده» آندری تارکوفسکی، ترجمه عظیم جابری/ در آرزوی بی‌کرانگی/ مرتضی مومنی

نظر‌ دهی مسدود شده است.