38-abdollahi

ديدار با گونتر گراس

علي عبداللهي:

«سنگي که من غلش مي‌دهم، فقط مال من نيست. /آن را کارخانه‌ي سيزيف همه وقت و/در قبال دريافت وجه، در وزن‌ها و اشکال متنوع/به متقاضي عرضه مي‌کند، /و تازگي‌ها انواع تاشونده هم به سياهه‌شان افزوده‌اند/که در صورت نياز مي‌شود بادشان هم کرد و/ به قيمت مناسبي عرضه مي‌شوند. »       

   گ. گراس، از «يافته‌هايي براي کتاب‌نخوان‌ها»

گونتر گراس نويسنده‌ي آلماني هشتاد و شش ساله، آخرين برنده‌ي جايزه‌ي نوبل ادبيات قرن بيستم، نيازي به معرفي ندارد و کم و بيش اکثر کتابخوان‌هاي ايراني مي‌شناسندش. من هم در اينجا قصد معرفي‌اش را ندارم. آنچه در زير مي‌خوانيد، شرح کم و بيش کاملي‌ست از ديدار من با گراس، به گفته‌ي خودش ديدار نخستين مترجم فارسي‌زبان با وي. در تاريخ 31 جولاي امسال، نزديک به‌يک ماه پيش. اين ديدار، ماجرايي دارد توامان اتفاقي و پيش‌بيني‌شده، از اين قرار: به دعوت موسسه‌ي گوته مشغول گذراندن بورسي علمي-‌تحقيقاتي هستم که با پيشنهاد و پيگيري خودم و تلاش مسوولان موسسه با گراس و سه چهار نفر ديگر ديدار مي‌کنم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.