۷۲-۹۰

دنیای پررمزوراز گانگسترها: باگزی و داچ شولتز

فیوژن یا همجوشی نام بخشی است که از این پس گاه‌گداری در ادبیات و سینما سرو‌کله‌اش پیدا می‌شود. این بخش نوعی آنتولوژی یا گزیده‌شناسیِ سینمایی خواهد بود که بناست در آن بر اساس پیوند هنر هفتم و هنرهای دیگر (ادبیات، موسیقی، نقاشی و…) برای آثار متعددی پرونده‌سازی شود. آنچه فرآیند فیوژن را پیش می‌برد تنها تمایلات خوره سینمامحورانه خواهد بود و بس.

شانزدهمین شماره فیوژن پرونده‌ای است درباره سرگذشت دو تن از مخوف‌ترین گانگسترها که در دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ می‌زیسته‌اند. نیازی به توضیح نیست که شخصیت‌های متناقض و پیچیده تبهکاران و هویت‌های چندگانه آنان چقدر برای سینماگران و نویسندگان جذاب بوده‌اند و دستمایه برخی از بهترین آثار سینمایی همچون «سزار کوچک» (مروین لیروی، ۱۹۳۱)، «صورت‌زخمی» (هاوارد هاکز، ۱۹۳۲)، «التهاب» (رائول والش، ۱۹۴۹)، «سه‌گانه پدرخوانده» (فرانسیس فورد کوپولا، ۱۹۷۲-۱۹۹۰)، «لاکی لوچیانو» (فرانچسکو رزی، ۱۹۷۳)، «روزی روزگاری در امریکا» (سرجیو لئونه،۱۹۸۴)، «رفقای خوب» (مارتین اسکورسیزی، ۱۹۹۰) و… شده‌اند. در این شماره از پرونده فیوژن در قالب بررسی دو فیلم «باگزی» (بری لوینسن، ۱۹۹۱) و «بیلی باتگیت» (رابرت بنتون، ۱۹۹۱) به روایت‌های متفاوتی از سرگذشت دو تبهکار تقریباً هم‌عصر می‌پردازیم و جالب اینجاست که هر دو فیلم در یک سال ساخته شده‌اند. «باگزی» از راه اغراق‌زدایی و در عین حال دراماتیزه‌کردن تاریخ سرگذشت یکی از مشهورترین چهره‌های دنیای تبهکاران یعنی باگزی سیگل را به تصویر می‌کشد و «بیلی باتگیت» نیز برداشتی سینمایی از یک اقتباس ادبی مشهور است که برش‌هایی از زندگی داچ شولتز یکی دیگر از گانگسترهای نامدار و یکی از مریدان او را دستمایه خود قرار داده است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.