۷۱-۲۳۲

در آرزوی بی‌کرانگی / نگاهی به کتاب «زمان مهرشده»، آندری تارکوفسکی، ترجمه‌ی عظیم جابری، نشر شورآفرین

مرتضی مومنی :

کتاب غریب و بسیار قابل تاملی‌ست، کتابِ «زمان مهرشده»؛ کتابی که جایگاه و معنای سینما را مورد مطالعه و کنکاش قرار می‌دهد؛ و در عین حال به بهانه‌ی سینما، معنای زندگی، هنر و ادبیات، روح انسان، تمدن دنیای مدرن و بسیاری مسائل بنیادی دیگر را به پرسش می‌گیرد. کتابِ تارکوفسکی همچون فیلم‌های اوست؛ مخاطب را به جهانی عمیق، آرام، و درونی دعوت می‌کند؛ دعوتی که اگر اجابت شود دریچه‌ای جدید به بی‌کرانگیِ آرمان و معنا، بر مخاطب می‌گشاید. سینمای تارکوفسکی، سینمایی نیست که با معیارها و کلیشه‌های تثبیت‌شده‌ی سینمای تجاری و سینمای ژانر تطابق داشته باشد؛ باید به قواعدِ درونیِ دنیای آن گام نهاد تا بتوان درکش کرد. «زمان مهرشده» نیز اندیشه‌ها و احساساتِ همان هنرمندِ آفرینشگر است؛ و آرامش و تانیِ ویژه‌ای می‌طلبد.

در واقع «زمان مهرشده» که طی سالیان ۱۹۸۴-۱۹۷۰ به رشته‌ی تحریر درآمده، شباهت فراوانی با کتاب گران‌مایه‌ی برسون، «یادداشت‌هایی در باب سینماتوگرافی»، دارد؛ کتابی که برای دوستدارانِ سینمای اندیشه، سینمای برسون، و سینه‌فیل‌های حقیقی حکم کتابی مقدس را دارد (فیلم شوق‌انگیزِ «در ستایش عشقِ» گدار را به‌یاد بیاوریم)؛ کتابی که برسون طی کنکاشِ بی‌وقفه و زاهدانه‌ی بیست‌وچهارساله‌اش در باب زبان سینما، معنای زندگی، و جایگاه هنر، و دیگر مسائل بنیادی، طی سال‌های ۱۹۷۴-۱۹۵۰ به رشته‌ی تحریر درآورد. تارکوفسکی در فصل «تقدیر و سرنوشتِ» «زمان مهرشده» می‌نویسد: «شاید برسون تنها فیلمسازی‌ست که تا به حال توانسته به یک همزیستی عالی میان کارگردانی یک فیلم و برداشتِ آن، که قبلاً به صورت نظری بیان شده، دست یابد. از این حیث، هیچ کارگردان دیگری را نمی‌شناسم که این‌قدر معقول عمل کرده باشد. اصل بنیادین او این است که هر چیزی را که ما گویایی می‌نامیم کنار می‌گذارد، بدین معنا که هر گونه مرزی میان تصویر و واقعیت را حذف می‌کند تا خود زندگی را گویا کند. بدون هیچ چیز زائدی، هیچ افکت مبالغه‌آمیزی، هیچ چیزی که حاکی از نتیجه‌گیری کلی باشد…

نظر‌ دهی مسدود شده است.