206-45

خواب گران گفتگو با قاسم هاشمي‌نژاد

علي‌اكبر شيرواني

آنچه مي‌خوانيد بخشي از مجموعه مصاحبه‌هائي‌ست كه به زودي در كتاب «راه ننوشته» منتشر خواهد شد. آقاي قاسم هاشمي‌نژاد اهل مصاحبه نيست و به تعبير بهتر از مصاحبه گريزان است. از سوي ديگر رنج بيماري مشقت گفتگو را بر ايشان دوچندان كرده است. با اين حال به خواهش و اصرار تن به مصاحبه دادند مشروط به آنكه به كتاب‌ها كه ثمره‌ي عمرشان است بپردازيم و از حواشي غافل باشيم. يك سال طول كشيد كه گفتگوها به انجام رسيد و هر مصاحبه درباره‌ي يكي از كتاب‌هاست. متن زير مربوط به بخش خواب گران ريموند چندلر است كه به ترجمه‌ي قاسم هاشمي‌نژاد توسط انتشارات كتاب ايران در سال 82 منتشر شده است. خواب گران كتابي‌ست كه هم براي اهالي ادبيات و هم براي دوستداران سينما شناخته شده و به ياد ماندني‌ست.

***

*بعد از حدود بيست سال از فيل در تاريكي و دوره‌ئي كه كتاب‌هائي در زمينه‌هاي ديگر منتشر كرده بوديد خواب گران از شما چاپ شدــــ زمستان 82. اين وقفه‌ي بيست‌ساله از چه جهت بود و چه شد كه دوباره سراغ رمان پليسي رفتيد؟

بعد از اينكه روي كارنامه‌ي اردشير بابكان كار كردم هميشه گوشه‌ي ‌چشمي به متون پليسي داشتم‌ــــ‌ كارآگاهي بخصوص. در اين حوزه به دو نفر كه دشيل هَمِت و ريموند چندلر باشند علاقه داشتم. بخصوص ريموند چندلر بيشتر مورد توجهم بود. اين توجه، البته، دلبستگي احساسي نبود بلكه سبك نگارش و نوع نگاهي كه ريموند چندلر نسبت به داستان داشت مرا جذب مي‌كرد. دوره‌ئي كه فكر مي‌كردم مي‌شود روي كتاب خواب گران كار كرد دوره‌ئي بود كه تجربه‌هاي من در زبان فارسي و موقعيّت تاريخي كه در آن قرار داشتيم جا باز مي‌كرد يا اجازه مي‌داد يا تشويق و ترغيب مي‌كرد من را به اين كار. تب انقلاب كم‌وبيش فرونشسته بود و تصميماتي كه با عقل سليم در اصطكاك قرار مي‌گرفت داشت از اعتبار مي‌افتاد. از جمله‌ي آنها ضديّت نه تنها با داستان پليسي بلكه ضديّت با خود داستان بود. در نتيجه كار من برمي‌گردد به زمان خيلي دورتري؛ يعني به حدود اواخر سالهاي 60 كه من سه فصل اوّليه از اين كتاب را كار كردم. براي پيدا كردن زبان مناسب، پاراگرافِ چندسطري اوّل، چند هفته‌ئي وقتم را گرفت.

نظر‌ دهی مسدود شده است.