۷۶-۱۴۸

خلق مولفه‌های مشترک بر بستر کنش بی‌غایت

شاهین محمدی‌زرغان:

برای ورود به بحث کارگردانی و آنچه یک کارگردان در اثرهای خود پیش می‌راند و به نمایش درمی‌آورد، ابتدا سه مقدمه به‌صورت جداگانه بحث می‌شوند و سپس نسبت آنها با سینمای امروز ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد. در مقدمه اول به دلیل آشنایی مخاطبان با تئوری مولف، تنها برای معرفی منظرگاه ابتدایی این یادداشت، بسیار کوتاه به این تئوری پرداخته شده است. مقدمه دوم از مقاله جورجو آگامبن۱ و ارجاع او به شخصی به نام مارکوس ترنتیوس وارو۲ کمک گرفته و با طرح بحث از منظری جدید صورت‌بندی شده است. مقدمه سوم به نسبت ژیل دلوز۳ و کارملو بنه۴ برای طرح مسئله ماژور۵ و مینور۶ می‌پردازد. درنهایت چارچوب کلی را که از این مفاهیم ساخته می‌شوند بر سینمای ایران سوار خواهم کرد….

نظر‌ دهی مسدود شده است.