۶۹-۳۲

خدایگان زنده استوری‌بورد / مونولوگ ریدلی اسکات در مورد استوری‌بورد

پیاده‌سازی و ترجمه: رضا مولایی

 

استوری‌بورد نخستین نگاه فیلمنامه‌نویس یا کارگردان به فیلم است. بیننده با حرکت از بالای آن به سمت پایین می‌تواند فیلم را ببیند و به تحقیق می‌توان گفت همان چیزی است که بعدها روی سلولوئید نیز مشاهده خواهد شد. من کشف کرده‌ام که اشتیاق شدیدی به نشستن داخل اتومبیل و زل‌زدن به چشم‌اندازها دارم، مستقل از اینکه این مناظر متعلق به یک منطقه صنعتی یا یک چشم‌انداز طبیعی واقعاً زیبا باشند. من مسحور بازی نور روی اشیا می‌شوم و چنین است که حتی یک منطقه صنعتی زیبا خواهد بود.

در دوران کودکی، بیش از اندازه نقاشی و طراحی می‌کردم و مهم‌ترین سال‌های زندگی من در دوران دانشجویی در دانشکده هنر و تحصیلات تکمیلی گذشت و به نوعی در آن زمان بود که نسبت به محیط پیرامونم هوشیار شدم… البته من خیلی به تحصیل در دانشکده و مدرسه علاقه‌ای نداشتم. دوران شکوفایی ذهنی من زمان تحصیل هفت‌ساله در دانشکده هنر بود که دوره کاملاً استانداردی به سوی حرفه تدریس است. چهار سال تحصیلات در ایالت محل زندگی و سه سال جایی دیگر در سطحی بالاتر از آموزش هنری و بله… به هر حال سطح تقریباً بالایی از آموزش در حوزه‌های مختلف هنری بود و فرصتی برای من که بتوانم تقریباً در هر گرایشی تحت عنوان هنر تجربه و کسب دانشی داشته باشم از قبیل طراحی لباس، طراحی صحنه و…

معمولاً وقتی فیلمنامه را می‌خوانم، استوری‌بورد در ذهن من شکل می‌گیرد و بارقه‌هایی برای انتخاب لوکیشن می‌بینم چون این تصاویر را قبلاً در جاهایی دیگر دیده‌ام. این تصاویر ناگهانی ذهنی را به صورت تصاویر ابتدایی و عموماً بدخطی روی کاغذ می‌آورم. تصاویر کوچک خیلی سریع به ذهن می‌رسند و باید روی کاغذ پیاده شوند و باید برای کار روزانه استفاده شوند. هر روز صبح در ماشین، این برای من مثل یک دوره بازآموزی است و شما راه خودتان را از این طریق پیدا می‌کنید خواه یک بازیگر باشید یا یک کارگردان… در همان صبح! بعضی اوقات هم اهداف را بسیار قبل‌تر تعیین می‌کنم نه در زمان کشیدن استوری‌بورد یا در همان صبح… فقط طرح‌ها و یادداشت‌های قبلی به من یادآوری می‌کنند که گزینه بهتر را انتخاب کنم.

این مثل یک جلسه تمرین برای من است و به همین دلیل وقتی سر صحنه فیلمبرداری می‌روم، کاملاً می‌دانم دنبال چه هستم و چه باید بکنم چون از طریق استوری‌بورد خیلی از حرف‌هایم را قبلاً زده‌ام و در استوری‌بورد باید کاملاً جزئیات کاری را که می‌خواهید بکنید ذکر کرده باشید. در صحنه از بازیگران سوال می‌کنم که می‌توانم پیشنهاد بدهم چگونه کار را جلو ببریم و ندرتاً در مورد نحوه انجام بازی‌ها مخالفت می‌کنند و بدین گونه است که بله… این روش جواب می‌دهد و عوامل با رغبت کامل این روش کاری را قبول می‌کنند و انجامش می‌دهند.

البته این روش جدیدی نیست که من انتخاب کردم و در دهه‌های بیست، سی، چهل و پنجاه مرسوم بوده است. هیچکاک کارگردانی بود که از استوری‌بورد در ساخت فیلم استفاده می‌کرد و به آن عمومیت و جامعیت داد و به این روش علاقه داشت. البته این بدان معنی نیست که همیشه از این روش استفاده می‌کرد بلکه اگر در طول روز مسئله جذاب و جالبی در حین کارگردانی به ذهنش می‌رسید، به آن پاسخ می‌داد و استفاده می‌کرد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.