۷۰-۲۱۹

خاموش‌های لرزان / یادداشتی بر تصویرها و صداها در شعر نیما

محسن نوری‌چپی:

موضوعاتِ اندیشه‌ی شاعر همه جا هستند و منشأ اشعار او احساساتِ به یاد آمده از آن موضوعات در آرامش است: ویلیام وردزورث

تصاویرِ زیبا را کنار بگذارید و به تصاویرِ لازم بپردازید: روبر برسون

آزاد بسرایید پیش از آنکه بخواهید زیبا سروده باشید: نیما یوشیج

 

نیما یوشیج در صورت‌بندی تئوری‌هایش در شعر، همواره بر طرزِ کار تاکید می‌کند و اشاره دارد به اینکه بدون فرم هیچ چیزی شکل نخواهد گرفت و معنا جز آن به اعتبارِ معنا دست نخواهد یافت. آرنولد هاوزر در همین زمینه است که می‌گوید: «هنر زمانی بی‌معنا می‌شود که امکاناتِ بیانی و ساختاری، نقشی در ارائه‌ی مضمون نداشته باشد» برای نیما تنها موضوعات نو کفایت نمی‌کنند بلکه شعر او بنا به گفته‌ی رضا براهنی: «موضوع نو با فرم نو است»

نیما حتی مفهوم مبارزه و مقاومت را پیش از آنکه در شمایل اجتماعی‌اش ببیند آن را در ساختار زبان شعری جست‌وجو می‌کند. اما او چگونه به موضوع شعرش نزدیک می‌شود؟ احساسات را چطور نمایش می‌دهد؟ چگونه ایده‌هایش را در سراسر شعر به حرکت درمی‌آورد و گسترش می‌دهد؟

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شعریِ نیما وصف است. گاهی تنها با چند کلمه تصویری را می‌سازد و گاهی نیز تمام شعرش را از یک تصویر پر می‌کند. گویی که سراسر شعر در یک لحظه رخ می‌دهد. به عنوان نمونه در شعر معروف «داروگ» شیوه‌ی وصف، معنای تازه‌ای را با توجه به ایده‌ی شعر شکل می‌دهد:

خشک آمد کشت‌گاه من

در جوار کشت همسایه

نیما در این دو بند که از خشک شدن کشت‌گاه خود در کنار کشت‌گاه همسایه می‌گوید، نشان می‌دهد که با یک مسئله‌ی شخصی مواجه نیستیم بلکه با امری عمومی و اجتماعی روبروییم. بعد ازین دو بند است که ناگهان تصویری از ساحلِ نزدیک ارائه می‌شود که نمایشِ باران است:

گر چه می‌گویند می‌گریند روی ساحلِ نزدیک

سوگواران در میانِ سوگواران…

نیما در این وصف ابرهای سیاه در آسمان را به سوگواران و گریستنِ آنان را، ترجمه‌ی بصریِ باران قرار داده است. سوگواری همواره با اندوه از دست رفتن و از دست دادن همراه است اما نیما چرا بعد از اعلام خشک شدنِ کشت‌گاه‌های خود و همسایه وقتی می‌خواهد باران را تصویر کند که قاعدتاً موهبتی ست برای کسی که درگیر خشکسالی ست آن را اینگونه وصف می‌کند؟ او در نوشته‌ای تاکید می‌کند که «ادبیات به خودی خود سیاسی ست و بی‌طرفی در آن مفهومی خیالی است» اما از آن‌طرف، خودش هیچ گاه نقشی در میدانِ سیاسی جریان‌ها و احزاب نداشت و «میدان دید تازه»ی او در شعر، نمایش‌دهنده‌ی فاصله‌ی بین ایده‌آل ها و امکان‌ها بود. نیما در این شعر که سمبلیسم آن از فضایی آرمانی حکایت می‌کند و عده‌ای اشاره‌ی این شعر را به صورت مشخص به همسایه‌ی شمالی ایران ربط می‌دهند، باران را انتظاری تصویر کرده که کشت کاران چشم به آن دوخته‌اند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.