۷۰-۶

خالق میزانسن‌هایی زاهدانه/ زندگی و آثار روبر برسون به همراه گوشه‌هایی از تاریخ سینمای فرانسه

همایون خسروی‌دهکردی :

ژان لوک گدار سینماگر پرحرف فرانسه، روبر برسون را تمامی سینمای فرانسه می‌دانست. اتفاقاً‌ سینمای پرحرف فرانسه هم بخش عمده حرف‌هایش را نه با فیلمسازی که با بحث پیرامون تولیدات و خیزش‌های نوین در کشورهای دیگر، مثل شوروی (مونتاژ)، آلمان (اکسپرسیونیسم)، ایتالیا (نئولیبرالیسم) و انگلستان (واقع‌‌گرایی اجتماعی) زده است. تعدد نظریه‌پردازان و فلاسفه و کثرت جلسات بحث و گفت‌وگو در حوزه تصاویر متحرک در فرانسه در کنار امکانات مختلف به پاریس مرکزیتی داد تا در تمامی سال‌های بین دو جنگ جهانی و در ادامه آن تا بیش از سه دهه پس از جنگ جهانی دوم، هر روز شاهد تولد گروه و مکتب جدیدی باشد و سینه‌کلوپ‌هایش شاهد بحث و جدل‌های علاقه‌مندان و تئوری‌پردازان هنر هفتم شود.

خوانندگان عزیز ما با تاریخچه و رشد سینما در فرانسه آشنایی دارند. اگر لومیرها آغازگران سینمای مستند و گزارشی باشند خیال‌پردازی، طنز و فانتزی ارمغان ملی‌یس بوده است. موج موسوم به «سینمای هنری» که در ایتالیا و دانمارک هم رونق یافت اولین مکتب و جنبش سینمایی فرانسه بود. این خیزش در ۱۹۱۲ پایان یافت. البته سینمای کمدی ماکس لیندر و ماجراجویی‌های لویی فویاد با قهرمانش «فانتوماس» نام سینمای فرانسه را همچنان بر سر زبان‌ها نگه داشت. در سال‌های پس از جنگ جهانی اول و سال‌های دهه ۱۹۲۰ کلوپ‌های سینمایی و جلسات گفت‌و‌گو میان هنرمندان و مردم گرم بود و این رونق تا تولد سینمای ناطق ادامه یافت.

آوانگاردهای اول (روایتگر)

همان‌طور که در شماره‌های قبلی دیده‌اید پس از پایان جنگ جهانی اول و با آغاز دهه ۱۹۲۰ سینماگرانی مانند آبل گانس، ژرمن دولاک و مارسل لربیه سر بر‌آوردند و مبارزه‌ای پیگیرانه با سینمای بازاری و مبتذل آغاز کردند. گانس با ابداعات خود در حرکات و مکان دوربین و همچنین ارتقای توانایی‌های مونتاژ تجربیات جدیدی را به همراه فرم‌های نو به ارمغان آورد. «کنترپوان تصویری» و «پلی‌ویزیون» از ابداعات وی بودند که از ترکیب چند تصویر به دست می‌آمدند. ایستادگی در مقابل «تئاتر و رمان فیلمبرداری‌شده» و تلاش در جهت عرضه زبان سینما از همان سال‌های اولیه در فرانسه و به صورت خیزش‌های هنری و در گروه‌های سینماگر شکل می‌گرفت. کلوپ‌های هنری و نشریات سینمایی از سال‌های اولیه دهه ۱۹۱۰ در فرانسه آغاز به کار کرده بودند.

دلوک، دولاک، لربیه، گانس و اپستاین که پذیرای هنرمندان کشورهایی مثل ایتالیا، اسپانیا و انگلستان نیز بودند مانند یک آزمایشگاه تئوری‌های مختلف و خروجی سینه‌کلوپ‌ها و نشریات را به اجرا درمی‌آوردند. دلوک را پیشتاز نقد سینمایی در فرانسه می‌‌دانند. او در سال ۱۹۲۱ هفته‌نامه سینما را بنیاد گذاشت و کتاب فتوژنی۱ را یک سال قبل از آن منتشر کرده بود.

یادآوری این نکته ضروری است که سینماگران پیرامون دلوک که پیشروان امپرسیونیسم در سینمای فرانسه بودند با مستندسازان کشورهای دیگر از جمله انگلستان ارتباط نزدیکی داشتند. به‌نظر می‌رسد سینمای مستند اروپا در نیمه دوم دهه ۱۹۲۰ تحت تاثیر آوانگاردهای فرانسه بوده است و مثلاً‌ آلبرتو کاوالکانتی (۱۹۸۲-۱۸۹۷) که اصالتاً‌ برزیلی بود با امپرسیونیست‌های فرانسوی کار کرده بود و بعدها در انگلستان و برزیل و اتریش هم فیلمسازی می‌کرد. به هر حال گفته شده که امپرسیونیسم در سینمای فرانسه پس از مرگ لویی دلوک در ۱۹۲۴ به ورطه شکل‌گرایی مفرط افتاد و تنها مجامع سینمایی و سینه‌کلوپ‌ها و نشریات متاثر از این نهضت و پیروانش بودند که با ادامه راهبرد چالشی و گفت‌وگوهای محفلی زمینه‌ساز زنده نگه‌داشتن بحث و جدل‌ها تا برآمدن خیزش‌های بعدی شدند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.