۷۴-۱۶۶

خاطره، دیالکتیک رویا و واقعیت / بحثی در فلسفۀ ادبیات

محسن خیمه‌دوز:

۱- هستی‌شناسی خاطره

خاطرات را می‌توان از دو منظر فردی و جمعی ارزیابی کرد.

الف- خاطرات فردی

خاطره‌های فردی بیانگر زیست‌جهان فردی و حامل تجربیات میان-‌فردی است. اگر می‌توان از طریق خواندن خاطرات افراد شاخص، به بخشی از تجربیات تاریخی نسل‌های پیشین پی ‌برد، به این دلیل است که این خاطره‌ها با کلان-‌تجربیات اجتماعی و تاریخی ارتباط دارند.

یک مثال گویا در این مورد، واکاوی تجربۀ روان‌شناختی فرد به هنگام عکس‌گرفتن با اشخاص مشهور و شاخص است.

چرا افراد از عکس‌گرفتن با اشخاص مشهور لذت می‌برند، تا مدت‌ها و گاه تا پایان عمر آن عکس‌ها را حفظ می‌کنند، و هر بار با دیدنشان خاطره‌بازی می‌کنند؟

یک پاسخ می‌تواند این باشد که وقتی شخصی با فرد مشهوری عکس می‌گیرد، صاحب هویت تازه‌ای ‌شود که از فرد مشهور به او منتقل می‌شود. به عبارت دیگر، و به زبان فلسفی‌تر، سوژۀ انسانی با اُبژۀ قرار‌دادن سوژۀ فرد مشهور، «هستی تاریخی و زیسته‌‌ شدۀ» او را به «هستی خود» پیوند می‌زند، و بی‌آنکه تجربیات فرد مشهور را از سر گذرانده باشد، فقط از طریق عکس‌گرفتن با او، لذت همدل‌شدن و همسو‌شدن با زیست‌جهان او را تجربه می‌کند، بی‌آنکه نیازی باشد فرد از ماهیت این تجربۀ لذت‌بخش مطلع باشد، لذتی که برآمده از ترکیب آنتولوژیک و هستی‌شناختی دو گونه هستی‌ است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.