۷۸-۱۳۷

حکایت آن که هنوز می‌خندید / نگاهی به چرایی و چگونگی جهان کمدی این سال‌ها

نیوشا صدر:

و آن که می‌خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است.

(برشت)

ما به چیزهای متفاوتی می‌خندیم که متناسب‌اند با موقعیت اجتماعی‌مان، سطح تحصیلاتمان، اعتقادات سیاسی و مذهبی‌مان، سن و سالمان، میزان احساس مسئولیتمان نسبت به اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم، آرمان‌هایمان و تجربیات منحصربه‌فردی که داشته‌ایم. اگر یکی از عزیزانمان را در سقوط دردناک یک هواپیما از دست داده باشیم بعید است که بتوانیم به موقعیت‌های کمیکی که به طور بالقوه حین سقوط یک هواپیما ممکن است اتفاق بیفتد بخندیم. اگر زن باشیم و برای جداشدن از همسرمان سال‌ها، خسته و شکسته و حسرت‌زده، پله‌های دادگاه‌ها را گز کرده باشیم و همواره این سوال در ذهنمان شکل گرفته باشد که «چرا؟» ممکن است مسخرگی‌های مجریان تلویزیونی دربارۀ حق طلاق زنان به جای خنداندن ما خشمگینمان کند. اگر در کودکی تجربۀ جنسی هولناکی را پشت سر گذاشته باشیم و در تمام طول زندگی بزرگسالی‌مان دچار روان‌زخم ناشی از آن باشیم کنایه‌های فراوان فیلم‌های به اصطلاح کمدی دربارۀ قربانیان تجاوز به جای نشاندن خنده‌ای از سر بی‌فکری و بی‌مسئولیتی خونمان را به جوش می‌آورد. در صورتی که دارای نوعی ناتوانی یا معلولیت جسمی باشیم اگر آن ناتوانی را دستمایۀ ساختن طنز قرار دهند می‌تواند بسیار برایمان آزاردهنده باشد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.