۷۲-۱۱۵

حقیقتِ دَرهم

فرید اسماعیل‌پور: در ‌سال ۱۹۶۳ مجلۀ Artsept به سردبیری رِمون بِلور برای ویژه‌نامۀ «سینما و حقیقت» از فرانسوا تروفو می‌خواهد مطلبی دربارۀ «سینما-وِریته» بنویسد. تروفو در پاسخ، نامۀ کوتاهی به دفتر مجله می‌فرستد. خواندن این نامه به فهم کامل‌تر جایگاه سینما-وریته نزد برخی ‌از بزرگان و نوگرایان سینما کمک‌ می‌کند و نمایانگر بحران هویتی است که در «حقیقت»، در عنوان این جریان پنهان است.

***

از فرستادن متنی دربارۀ «سینما-وریته» برای شما منصرف‌ شدم، زیرا در بازنویسی دوازده صفحه یادداشتی که نوشته ‌بودم، پی بردم که مطلب خوبی نیست. مجادلۀ بی‌فایده‌ای بود و همه‌چیز در ‌آن معطوف به دفاع از نوع سینمایی می‌شد که در ‌آن فیلم می‌سازم؛ دفاعی بی‌معنی زیرا فیلم‌هایم، عموماً، مورد‌ استقبال قرار ‌گرفته‌اند.  از ‌سوی‌ دیگر، مطمئناً استدلال‌های مخالف «سینما-وریته» توسط همکاران شما در این شماره بیان خواهند ‌شد.

نظرم [در یادداشت‌ها] این بود که فیلم‌های «سینما-وریته» برای اهالی سینما، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و بازیگران بسیار مفید هستند اما هیچ فایده‌ای برای مخاطب ندارند و باید چنین فیلم‌هایی را رایگان نمایش داد. این یک شوخی نیست و از ‌این ‌گذشته واکنش تماشاگران وقایع‌نگاری یک تابستان۱ بنا بر رایگان یا پولی‌بودن سانس‌های نمایش کاملاً متفاوت بوده ‌است. به‌ بیان ‌دیگر می‌توان با نشان‌دادن دروغ سازمند  مردم را به پرداخت هزینه واداشت اما نه برای حقیقتِ دَرهم. همچنین می‌شود دربارۀ «حقیقت سازمند» صحبت کرد که به زمان بیشتری نیاز ‌است. در ‌این ‌گونه فیلم‌ها بدرود فیلیپین۲ را ترجیح می‌دهم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *