۷۴-۱۹۶

حالا ما کجای کاریم؟ / کافکا در سمت مشاور رسانه‌ای کاخ سفید

فیلیپ‌راث – ترجمه: امید اسماعیلی :

مثل هر شهروند حیرت‌زده دیگر، در چند روز اخیر، دربه‌در پی کسی بوده‌ام تا مگر آخرین شوک به نظام سیاسی و وجدان ملی را حالی‌ام کند. پرزیدنت فورد، در فقره رئیس‌جمهور پیشین، نیکسون، «به خاطر همه آسیب‌هایی که متوجه ایالات متحده شد، کاملاً آزادانه و مطلقاً» پوزش طلبید. حالا ما کجای کاریم؟ به سرم زد که دست‌کم در این لحظه و شاید طی سال‌های آتی، ما در چیزی شبیه به جهان کافکا در قصر به سر ببریم. بی‌شک رمان‌های فرانتس کافکا، قصر و محاکمه، الگویی فراهم آورده‌اند که به دفعات مورد دوباره‌کاری یا نمونه‌سازی‌های بی‌چفت‌وبست قرار گرفته. در بین عوام، واژه کافکایی کارش به جایی کشیده که علی‌السویه به هر حادثه بهت‌آور یا جنقولکی اطلاق می‌شود که به راحتی به ساده‌سازی متداول تن نمی‌دهد. به طور حتم تا به امروز، هیچ‌گاه چنین به نظر نمی‌رسیده «کافکایی» لفظی باشد که با طیب خاطر برای شیرفهم‌شدن از سال‌های واترگیت به کار رود. حتی چنانچه برخی اشخاص و حوادث، در حاشیه قرار داشته باشند، در تهیه معجونی خوفناک، از مرگ و اعجاب، دهشت و مضحکه، یعنی همین چیزهایی که پیشتر یادآور رویاها بوده‌اند، پایشان گیر است، طنین و برجستگی خاص رمان‌های کافکا از همین چیزها ناشی می‌شود. به همین منوال، تلاش برای مجرم‌دانستن پرزیدنت نیکسون، در معنای موسع آن، با وضع اسفناک یوزف کا، متهم جدا‌افتاده محاکمه نسبتی ندارد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.