۷۰-۱۸۷

جنایت مکتوب / مقدمه‌ای بر تاثیرگذاری نظریه‌ی آشوب در ادبیات خلاقه

پویارفویی :

در مقاله‌ی «رمان و تجربه‌ی حدها»، فیلیپ سولرس تعریف درخور تامل و در عین‌حال سهل و ممتنعی از رمان به ‌دست ‌می‌دهد: «رمان شیوه‌ای است تا جامعه با خودش حرف ‌بزند.» از همین جمله‌ی به ‌ظاهر ساده چنین برمی‌آید که رمان از جامعه -‌یا به‌تعبیر دقیق‌تر به نیابت از جامعه- حرف نمی‌زند، بلکه کاری می‌کند تا جامعه خود به ‌سخن درآید. علاوه‌ بر این، پیداست که در تجربه‌های متعارف و عادی روزمره، جامعه از عهده‌ی ایجاد چنین شیوه‌ای برنمی‌آید. از این‌رو، سولرس مباحث ادبی زمانه‌اش را در دو نحله‌ی اومانیست‌های تداوم‌گرا و مدرن‌های انقلابی دسته‌بندی می‌کند. مسئله این است که تحول در عرصه‌ی ادبیات، خاصه رمان، چگونه‌ رخ‌ می‌دهد. برای روشن‌ترشدن مطلب، سولرس به دو رمان‌نویس مهم قرن نوزدهم، بالزاک و تالستوی، اشاره ‌می‌کند. این دو با همه‌ی عظمت و قدرت نویسندگی شگفتشان، در گذر قرن از منظر شیوه‌ی روایت به «خدایانی دروغین» بدل شده‌اند و جای خود را به سه تفنگدار ادبیات مدرن، جویس، پروست و کافکا، داده‌اند. به‌زعم فیلیپ سولرس، در سنت اومانیست‌های تداوم‌گرا این اتفاق پذیرفتنی نیست. زیرا از تجربه‌ی مسبوق‌به‌سابقه‌ی مخاطب فرضی عدول ‌می‌کند و فاصله‌ی معنادار رمان و غیر‌رمان را بر هم می‌زند. اما مدرنیسم ادبی در تلقی انقلابی‌اش از تحول، تجربه‌ی سه ‌تفنگدار قرن ‌بیستمی را مکمل دو نویسنده‌ی سلف قلمداد می‌کند و این اختلاف از این امر ناشی می‌شود که اولاً تاریخ حرکت خطی ندارد و ثانیاً در سیر تاریخی همه‌ی رویدادها به بیان درنمی‌آید، بلکه همواره ناگفته‌ای (ineffable) باقی می‌ماند که درست به همین دلیل شیوه‌ی سخن‌گفتن جامعه با خود را تغییر می‌دهد (Sollers.1983:186-188).

بحث سولرس حول محور این معماست که رمان تحت چه شرایطی تغییر می‌کند. آیا این تغییر تابع قانون عرضه‌وتقاضاست؟ آیا نفس تغییر مخاطبان یا سلیقه‌ی ناشران برای دگرگونی ادبیات کافی است؟ مخالفتی با اثرگذاری هیچ‌ یک از این عوامل در کار نیست، اما این ویژگی به‌خودی‌خود باعث تغییر در خلق ادبی نمی‌شود. به ‌بیان دیگر، با این متغیرها هرقدر که جامعه از خودش حرف ‌بزند، نمی‌تواند با خودش حرف‌ بزند. رمان‌نویس در درجه‌ی اول شرایطی را فراهم می‌کند که در آن جامعه به سخن درمی‌آید. چنین رویدادی مستلزم‌ آن است که توالی و تداوم تاریخی یا تجربه‌های متعارفِ زمانی به حالت تعلیق درآید و احساس و درک جهان‌ پیرامون به سمت دیگری میل ‌کند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.