جمع جُزء / گریگوری برنهایم

ترجمه: احمد اخوت:

پیش‌درآمد مترجم:

گفت: «چند روز مانده به آغاز بازنشستگی‌ام در دانشگاه نشسته بودم روبه‌روی رئیس کارگزینی هیات علمی و او بی‌تفاوت و خونسرد پرونده قطور پرسنلی‌ام را ورق می‌زد. به سرعت سی‌وپنج سال زندگی کاری‌ام را پشت سر می‌گذاشت. می‌خواست به من نشان بدهد که اینجا هیچ برگه مرخصی وجود ندارد. چند روز قبلش کارگزینی نامه‌ای برایم فرستاده بود که فلان تاریخ بازنشسته می‌شوید و مرخصی ذخیره‌شده‌ [مرخصی‌های استحقاقی] ندارید. اِ پس ۳۳۰ روز مرخصی‌های ذخیره‌شده‌ام کجا رفت؟ معلوم شد دانشکده‌ای که اوایل استخدام آنجا چند سال تدریس می‌کردم این مدارک را برای کارگزینی کل ارسال نکرده بود….

نظر‌ دهی مسدود شده است.