۷۷-۲۲۳

جاگیرشدن در گوشه‌ای از بسیط خاک / ملاحظاتی درباره‌ی مکان‌سنجی و هنر

مجید اخگر:

در آنچه در پی می‌آید می‌خواهیم در مورد نسبت هنر و اثر هنری -از هر رسانه و نوع و متعلق به هر دوره‌ی تاریخی- با مفهوم مکان تامل‌ کنیم. بد ندیدم که صحبت در این مورد را با پیش‌کشیدن یکی از فرم‌های بیانی‌ای آغاز کنم که از سه‌، چهار دهه‌ی آخر سده‌ی بیستم با هدف برقراریِ پیوند دوباره‌ی اثر هنری با مکانی انضمامی شکل گرفتند، مکانی که اثر از آن برمی‌آید، و مکانی که با عمل دریافت مخاطب بدان «بازمی‌گردد». منظور ما هنرِ site-specific یا مکان‌‌-‌ویژه است؛ اثری که در یک جا یا فضای مشخص، با توجه به ویژگی‌ها و امکان‌ها و محدودیت‌های آن جای مشخص، و در نهایت در گفت‌وگو با، مداخله در، و بازاندیشی بر، آن جا، محل، موقعیت، و خصیصه‌های عینی و تجربی، و دلالتی و هویتیِ آن، ساخته می‌شود. پس از آن، از نمونه‌ی هنر مکان‌ویژه به نسبت یا رابطه‌ی هنر دیگر اعصار با مکان بازمی‌گردیم، و نهایتاً به پرسش از نفس نسبت هنر با مکان‌مندی می‌رسیم- زیرا به نظر می‌رسد هنر مکان‌ویژه، دست‌کم از منظر بحث ما، بیشتر به عنوان بازنگری‌ای در، یا نقدی بر، اَشکال رابطه یا به‌واقع بی‌رابطگیِ هنر و آثار هنریِ مدرن با ویژگی‌های مکانی و هویت مکانیِ‌شان مطرح شد؛ وگرنه چه ضرورتی داشت تاکید بر نسبت اثر هنری با یک مکان خاص، و طرح آن به عنوان یک طرح، پروژه، یا شیوه‌ی بیان…..

نظر‌ دهی مسدود شده است.