52-44

جايگاه نشانه‌شناسي در آثار پيتر وولن: تصوير به مثابه نظام سه‌جزيي نشانه‌ها

رامين اعلايي

نشانه‌شناسي وولن اساساً مبتني است بر الصاق سه نظام نشانه‌اي پيرس بر روي تصاوير سينمايي. در واقع وولن زماني وارد اردوگاه نشانه‌شناسي کلاسيک مي‌شود که بحث دومين تقسيم سه‌جزيي نشانه‌ها  را بر روي نظريات نشانه‌شناسي مشتق‌شده از الگوهاي سوسوري بار مي‌کند. در اين مورد مشخص وولن ترجيح مي‌دهد تا به جاي سوسور طرفِ منطق‌دان مهجورمانده‌‍‌ي امريکايي, چارلز سندرس پيرس را بگيرد. پيرس مشخصاً در متوني که براي وولن حائز اهميت بودند  نظير دستور زبان نظري (Speculative Grammer‌)، نامه‌هايش به ليدي ولبي (‌Lady Welby‌) و نمودارهاي وجودي (‌Existential Graphs‌) (با عنوان فرعي شاهکار من از جانب خود پيرس)  تلاش کرده بود تا نوعي طبقه‌بندي بنيادي از انواع مختلف نشانه‌ها را پايه‌ريزي کند. طبقه‌بندي‌اي که مي‌توانست در ادامه پيرس را در مورد منطق و نظريه‌ي بياني که متعاقب آنها مي‌آمد ياري کند. پيرس در اين طبقه‌بندي‌ مي‌گفت که هر نشانه‌اي يا شمايل است، يا نمايه و يا نماد. در اين مورد و مشخصاً در بحثِ پيرس شمايل نشانه‌اي است که مورد ادراک خود را بر اساس مشابهت تصوير مي‌کند؛ يا به عبارتي ديگر ميان دال و مدلول قراردادي نيست بلکه نسبتي است مبتني بر شباهت. پيرس در ادامه شمايل‌ها را به دو نوع جزيي‌تر تقسيم مي‌کند: تصويرها و نمودارها. در مورد تصويرها ويژگي‌هاي ساده و در مورد نمودارها رابطه‌هاي ميان اجزا مشابه است. اما در مورد نمايه پيرس آن را نشانه‌اي مي‌داند که با موضوع خود يک پيوستگي وجودي دارد. در اينجا در واقع ديگر عنصر شباهت ما بين دال و مدلول مطرح نيست بلکه دال بيشتر همچون ردپايي است از حضور مدلول. جايي که مدلول برخي از علائمِ وجودي‌اش را بر روي ميدان مسطح دال پراکنده کرده است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.