۱۱۰-۵۷

تکرارِ مُفرّحات! درباره‌ی «مردان ارباب جمشید» ساخته‌ی پگاه آهنگرانی، درنا مدنی

آرش یعقوبی
سالن پر است و در نوبت دوم پخش فیلم در جشنواره، صف تماشاگران ایستاده تا جلوی در کشیده شده. حتی برای یکی از کارگردانان فیلم و نزدیکانش جایی پیدا نمی‌شود. همین‌طور برای یکی از آکتورهای فیلم که می‌خواهد با معرفی‌کردن خودش به عنوان تصویربردار جایی برای نشستن بیابد! فیلم شروع شده. چهره‌هایی کم و بیش آشنا، بالاخره بعد از این همه سال دوربینی یافته‌اند که نگاهشان کند که نشانشان دهد. تا اینجا قبول؛ سوژه جای کار دارد. این طور به نظر می‌رسد که هنروران انگار به طور خودجوش در میزانسن زندگی می‌کنند و پشت و جلوی دوربین توفیر چندانی برایشان نمی‌کند. در قهوه‌خانه دور نشسته‌اند و برای ساخت فیلمی با بودجه‌ی ۴۰۰، ۵۰۰ هزار تومانی جر و بحث می‌کنند. تو گویی از برند برای اینکه چه بگویند تا خنده‌دارتر جلوه کنند که به چشم بیایند. در ادامه حرف‌هایی می‌زنند و بخش‌هایی از شیرین‌کاری‌های قدیمی‌شان پخش می‌شود و در سالن بعضی‌ها که تعدادشان هم کم نیست کم نمی‌خندند. سازندگان این مستند تقریباً همین فرمان را تا آخر ادامه می‌دهند؛ همان عبارتِ تیتر. تک‌جمله‌ی قابل تامل حسن دولتشاهی ملقب به چیچو درباره‌ی هم‌پالکی‌هایش مبنی بر دیوانگی این جماعت هم سَر روایتِ «مردان ارباب جمشید» را به سویی دیگر کج یا بهتر بگوییم راست نمی‌کند. خبری از لایه‌های عمیق‌تر نیست. هنروران یا شیفتگانِ قابِ تصویر در همان قاب می‌مانند و آهنگرانی/مدنی هم با همه‌ی زلم‌زیمبوها (ارجاعات به فیلم‌های قدیمی و…) نمی‌توانند چیزی بیش از همان چارچوب نشان ‌دهند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.