۶۰-۶

تصویر، نگاه و سینمای لوک پارتیزان نئوباروک فرانسه زندگی لوک بسون و سینمای معاصر فرانسه

همایون خسروی‌دهکردی
سینمای فرانسه را عملاً‌ فرمانده رقبای اروپایی‌ هالیوود می‌دانند. تحولات مربوط به «هالیوود نو» در دهه ۷۰ که خود به نحوی متاثر از دیگرگونی‌های دهه ۱۹۶۰ اروپا همچون موج نو سینمای فرانسه و نئورئالیسم ایتالیا و دیگر تکانه‌ها در سینماهای آلمان، اسکاندیناوی، چک و انگلستان بود، در عین حال بر سینمای اروپا در دهه ۷۰ و پس از آن تاثیر گذاشت. سینمای انگلستان -‌با تعریف جدیدی که تاچریسم۱ به عنوان بازار آزاد سرمایه برای همه عرصه‌ها از جمله سینما به دست داد- از نظر هویت و ماهیت تا حدودی محو شد اما از نظر اقتصادی به خودکفایی و سودآوری رسید. در عین حال بریتانیا به کمک قوانین و مقرراتی که وضع کرد و به یاری وجود زبان مشترک انگلیسی، مسئله فرار مغزها را که مشکل اساسی کشورهای اروپایی بود به جریانی دوطرفه تبدیل کرد. با مهاجرت کوبریک و دیگران به انگلستان و جریان مداوم مهاجرت هنرمندان بریتانیایی، از هیچکاک تا نولان، به ایالات متحده، تشخیص دقیق اینکه آثاری چون هری پاتر امریکایی هستند یا بریتانیایی ساده نیست. در مورد کشورهای دیگر اروپا و به خصوص فرانسه جریان رفت و برگشتی مداوم هنری با سینمای ایالات متحده وجود داشته است. گذشته از شرایط جهانی و تغییرات داخلی در ایالات متحده، موج نو سینمای فرانسه و حرکت نوین در کشورهای اروپایی تاثیر زیادی در سینمای امریکا گذاشت که هالیوود نو (با همه تردید و تساهلی که در به‌کار‌بردن این تعبیر وجود دارد) و سینماگران دهه ۱۹۷۰ متاثر از آن بودند. یکی از مشخصه‌های مهم فیلم‌های دهه ۱۹۷۰ امریکا ابداع میزانسن‌های دقیق بود. سینماگران امریکا در کنار این میزانسن‌ها از اهمیت تدوین نکاسته بودند و همانند برخی از سینماگران موج نو به کمک تدوین و میزانسن‌های دقیق ابداعی، سینمای سرزنده دهه ۷۰ امریکا را پی‌ ریختند. سینمایی که به ویژه در زمینه تاثیرگذاری بر مخاطب (حداقل تا زمانی که کمرنگ شود) در جایگاه متمایزی قرار داشت. وجه نمایشی و غلبه سبک بر محتوا، رنگ و لعاب جذاب، ریتم مسحور‌کننده و تماشایی‌‌بودن این سینمای تصویرگرای مدرن به موجی عظیم بدل شد که دوران طلایی سینمای امریکا را رقم زد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.