۵۹-۲۳۴--

تا کجا می‌برد این شسته به بارانْ غزلِ دوست مرا

صالح حسینی
بی‌هیچ مقدمه و ذی‌المقدمه‌ای بگویم که این عنوان یادآورد سطر اول شعر باشکوه «هزاره دوم آهوی کوهی»، سروده جناب استاد شفیعی‌کدکنی است. منتها در این وجیزه، نه به این شعر، بلکه به شعر دیگر ایشان: «ای مهربان‌تر از برگ» می‌پردازم که به نظر من یکی از لطیف‌ترین و نازک‌آراترین غزل معاصر است. بر این گفته مزید کنم که قول این غزل را چهار تن هنرمند بزرگوار میهنم به نغمه و زخمه آراسته‌اند و بدین‌سان، علاوه بر آشکارکردن همدمی جادویی تصاویر شعر، زیبنده تعبیر «ز چندین عاشقانه شعردلبر»۱ ساخته‌اند: محمدرضا شجریان و همایون عزیز با نغمه جادویی‌شان، و کیهان کلهر و حسین علیزاده با زخمه سحرانگیزشان. نکته دیگر اینکه آنچه در زیر می‌آید، بررسی و نقد این شعر نیست، نوعی ادای دین است به سراینده آن، که گذشته از مرتبه شاعری، به چندین هنر دیگر نیز آراسته است.
مطلب را با آوردن خود غزل ابتدا می‌کنم.
ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره، در چشم جویباران
آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره‌باران
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

نظر‌ دهی مسدود شده است.