۷۲-۱۹۷

تالیف، ترجمه است / همراه با کاوه میرعباسی، مهشید میرمعزی، رحیم فروغی، کیهان خانجانی

سینما و ادبیات: در اهمیت ترجمه به لحاظ انسان‌شناسی، همین بس که می‌گویند اساساً ذهن انسان در مواجهه با دیدن پدیده‌ها و یادآوری خاطرات و روایتگری شفاهی، همچون یک مترجم عمل می‌کند، حتی زمانی که مولف است. در اهمیت ترجمه به لحاظ جامعه‌شناسی، همین بس که مدرنیته نه با جنگ و استعمار که با ترجمه وارد ایران شد. بگذریم از اینکه زبان فارسی همیشه خود را در قیاس با سایر زبان‌ها سنجیده و محک زده است.

ادبیات، به غیر از ماهیت حقیقی، ماهیتی حقوقی نیز دارد، چون در دوران مدرن، شخص یک پدیده حقوقی است. ترجمه‌های ادبی، اگر بخواهیم تاریخی نگاه کنیم، پس از این است که رعیتِ ایرانی، یک شخص حقوقی می‌شود. این نسبت همیشه وجود دارد، ظهورِ «فرد» در ترجمه است و حالتی ترجمه‌شده دارد. شخصی که پس از مشروطه متولد می‌شود، خودش نوعی ترجمه است، چون قانون اساسیِ جایی دیگر را ترجمه کرده‌اند و چیزهایی را به این فرد نسبت ‌داده‌اند. این موضوع برای نسل اول، مسئله‌ای مهم بود. فرد جایگاهی در جامعه پیدا می‌کرد که آن جایگاه برحسب نوعی ترجمه به وجود آمده بود.

در میزگرد مختص همین مبحث، کاوه میرعباسی (مترجم از زبان‌های اسپانیولی، فرانسه و انگلیسی)، مهشید میرمعزی (مترجم از زبان آلمانی)، رحیم فروغی (مترجم از زبان عربی) ابتدا از سیر تحولِ حکایت تا رمانس تا رمان در زبان و ادبیاتی می‌گویند در زبان‌های مبدأ و مقصد که از آن ترجمه می‌کنند یا به آن می‌نویسند، سپس به بحث اصلی می‌پردازند: رابطه ماهویِ ترجمه و تالیف. در طرح برخی از بحث‌ها، آقای پویا رفویی یاری رساندند که سپاسگزاریم.

***

 

نظر‌ دهی مسدود شده است.