۶۸-۱۰۵

تاثیر متقابل / فیلم مستند و داستانی بر یکدیگر

محمد تهامی‌نژاد:

برای پاسخ به تاثیر سینمای مستند بر داستانی و تاثیر جذابیت‌آفرینی داستانی بر مستندها، پرسش نخستین این است که این دو نوع فیلم چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟ مرزهای مشترکشان کجاست؟ و چگونه در گفت‌وگویی خلاق شکل‌های دورگه‌ای از فیلم را ساخته‌اند. ضمن اینکه سینمای مستند نیز تحت نفوذ انسان‌شناسی، پژوهش‌های اجتماعی و آشکارشدن نقش عامل اجتماعی (مستندساز) بوده است. در تمام مقالات نظری، مهم‌ترین تفاوت آنها در ارتباطشان با واقعیت نهفته است. اما واقعیتی که از آن صحبت می‌کنیم چیست؟ بیل نیکولز می‌گوید واقعیت یعنی اینکه فیلم مستند دارای ارتباط شاخصی با جهان تاریخی یا اجتماعی است (مقدمه بر فیلم مستند). اما نمونه‌هایی وجود دارد که کشیدن خط تمایز بین مستند و داستانی در آنها بسیار دشوار است.

در حالی که سینما همواره گفت‌وگویی است بین واقعیت فیزیکی/ مادی از سویی و ذهن فیلمساز، از سوی دیگر. به ویژه در حالی که سینمای مستند چیزی جز واقعیت فیلمیک نیست. ما از چه مفهومی سخن می‌گوییم؟ می‌دانیم که سینما و عکس با موضوع یا سوژه مورد مطالعه خود رابطه علّی دارند. یک تصویر فتوگرافیک بسیار شبیه سوژه مورد مطالعه است. همین شباهت، نظریه بازتاب یا آینه را به وجود آورد. در عین حال واقعیت می‌تواند از محتوایش خالی شود و با مونتاژ و صدا در جهت دیگری به کار رود.

اما تخیل مستند از جنس داستان مستند است. یعنی تخیل عبارت از تصور فیلمیک فیلمساز از زمان و مکان معین است. چنین تصوری ریشه در زمان و مکان و واقعه‌ای دارد و از سوی افرادی که در کسوتِ نقش، درمی‌آیند، اجرا می‌شود و واقعیت ذهنی است. خیال، البته می‌تواند واهی باشد، فانتزی و غیرواقعی باشد «وسوسه خیال و هندسه محال»۱ باشد، جعلی و بدون ریشه و زمینه در واقعیت تاریخی باشد. می‌تواند حاکی از غوطه‌وری در واقعیتی مجازی (ماتریکسی) باشد.

سومین جزء این پدیده، «گفت‌وگو» است. در هر گفت‌وگو، بین دو عامل )‌agent‌ (مختلف، تبادل اطلاعات صورت می‌گیرد و هدف از گفت‌وگو، انجام کاری است. به عبارت دیگر، این عوامل برای انجام کاری مشخص با هم تشریک مساعی می‌کنند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.