ALL-137

تاثیر جنسیت بر نوشتن می گویند

فرخنده آقایی- مهسا محبعلی- منیرالدین بیروتی- محمد رضا گودرزی
محمدرضا گودرزی: از خانم آقایی شروع می‌کنم، جنسیت چه معنا و مفهومی دارد؟ و چون بحث ما رابطه‌ی جنسیت و نوشتن است، در مرحله بعد، این معنا چه نقشی در داستان‌نویسی دارد؟
فرخنده آقایی: از جنبه هویت زیستی، ذاتی و طبیعی، جنس انسان یا زن است یا مرد. البته بحث تراجنسی یا فراجنسی هم هست که فعلاً به آن کاری نداریم. مسئله جنسیت امری اجتماعی و فرهنگی است و به تربیت و تاثیر رفتارهای اجتماعی برمی‌گردد. در رابطه با ادبیات و جنسیت عده‌ای می‌گویند جنسیت در ادبیات بی‌معناست. من معتقدم آنچه نویسنده می‌نویسد، در حوزه زبان، انتخاب زاویه دید، موضوع و مفهومی که انتخاب می‌کند به جنسیت ربط دارد. در کشور ما با دو هزار سال گفتمان غالب مردانه، عنایت به امر جنسیت ضروری است. هر چند در این ۷۰، ۸۰ سال گذشته، و به ویژه در ۴۰ سال اخیر تا حدودی گفتمان زنانه هم داشته‌ایم. من جزو گروهی هستم که معتقدند ادبیات زنانه و مردانه دارد.
منیرالدین بیروتی: نوشتن به نظرم کار ناخودآگاه است. یعنی نوشتن امری خودآگاه نیست. ما یاد می‌گیریم که آن را خودآگاه کنیم. وقتی می‌گویم، ناخودآگاه بالطبع به فیزیولوژی آن آدم بر‌می‌گردد. یعنی ما بر اساس فیزیولوژ‌ی‌ای که داریم، ناخودآگاهمان چیزهایی را جذب می‌کند. طبعاً این فیزیولوژی در زن و مرد، خیلی متفاوت است. اعتقاد من این است که یک زن هر چقدر بخواهد خودش را در نوشته‌هایش کتمان کند، چون امر نوشتن ناخودآگاه است، به هر حال آن جنبه زنانه‌اش بیرون خواهد آمد. فلوبر می‌گوید، من موضوع انتخاب نمی‌کنم.
مهسا محبعلی: من هم با خانم آقایی، هم با آقای بیروتی، هم شما موافقم. اینکه متنی که نوشته می‌شود، خصوصیات متفاوتی دارد و اگر ما بخواهیم آنها را یکسان کنیم، قطعاً کار منطقی‌ای نیست. ولی می‌گویم بیاییم و چرخ را دوباره نسازیم. فکر می‌کنم در این باره خیلی قبل‌تر هم صحبت شده است. تا آنجا که من می‌دانم اولین بار فکر می‌کنم یونگ است که می‌آید و درباره آن بخش‌های ذهن زن و مرد صحبت می‌کند و آن را آنیما و آنیموس می‌نامد و می‌گوید اینها در هر موجودی -چه مرد، چه زن- وجود دارد. ولی میزان آنها در هر کسی متفاوت است. آنیموس بخش مردانه است و آنیما بخش زنانه. الزاماً هم هیچ زنی نیست که حتماً آنیمای آن قوی‌تر از آنیموسش باشد. یا بالعکس.

نظر‌ دهی مسدود شده است.