۷۴-۸۹

تئوری مولف (۴)

نوید پورمحمدرضا :

احتمالاً در تاریخ سینمای ایران، «تئوری مولف» پُربسامدترین نظریه یا رهیافت نظری بوده که متفکران، مورخان، و منتقدان در مواجهه با فیلم‌ها و فیلمسازان از آن سود جسته‌اند، چه آن زمان که آگاهانه و عامدانه با اشاره به رئوس اصلی و زبان ویژه‌ی آن به خوانش و طبقه‌بندی آثار یک فیلمساز دست زده‌اند، چه زمانی که شهودی‌تر و حسی‌تر از مضامین مکرر و مولفه‌های مشترک سبکی در کارنامه‌ی یک هنرمند صحبت کرده‌اند. به‌رغم این کاربرد گسترده، اما خود تئوری مولف کمتر موضوع بحث بوده است، گویی در تمام این سال‌ها تصور روشن و تلقی یکسانی از آن در ذهن همه وجود داشته است و بر اساس همین روشنی‌ها و یکسانی‌ها به برخی فیلمسازان لقب مولف اعطا می‌شده و به برخی دیگر نه؛ این در حالی‌ست که تاریخِ «تئوری مولف»، آنچه بر آن رفته، از روزهای تولد تا بارور‌شدن، از دوران یکه‌تازی تا زمینگیر و منزوی‌شدن، چیز دیگری می‌گوید: این تئوری هیچ‌گاه روشن و سرراست نبود، حتی در میان واضعانش، و هیچ‌گاه اتفاق‌نظر چندانی درباره‌ی حدود، تعریف و مصادیق آن وجود نداشت، حتی در میان مدافعانش؛ تازه اگر از مخالفان و منتقدانش بگذریم که نه آن را نظریه می‌پنداشتند و نه حتی رویکردی جامع و منسجم در مواجهه با فیلم‌ها. در چند شماره‌ی پیش‌رو می‌کوشیم تا با ترجمه‌ی برخی از کلیدی‌ترین مقالات مرتبط با تئوری مولف، و طرح بحث و گفت‌وگو در خصوص آنها، تصویری روشن‌تر و دقیق‌تر را از این مفهوم ترسیم کنیم: از تاریخ آن، از دستاوردها و کاستی‌هایش، امکان‌ها و تناقضاتش، و از نسبتی که با ما، با سینمای ایران و تاریخ نقد و نقدنویسی در ایران دارد.

……………………………………………………..

این چهارمین پرونده‌ی «تئوری مولف» است، و اولین پرونده‌ای که با فاصله‌گرفتن از فیگور کارگردان، نقشِ دیگر افراد درگیر در نگارش و تولید فیلم را برجسته می‌کند. ریچارد کورلیس، سردبیر وقت مجله‌ی فیلم کامنت، کتابی کلیدی در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد منتشر می‌کند که در آن در برابر انگاره‌ی‌ آشنا و تثبیت‌شده‌ی کارگردان در مقام مولف، نقش فیلمنامه‌نویس را در فرآیند خلق فیلم‌ها پررنگ می‌کند. کتاب او، تحت عنوان تصاویر گویا: فیلمنامه‌نویس‌ها در سینمای آمریکا، ۱۹۷۳-۱۹۲۷ با اشاره به برخی از جدی‌ترین کاستی‌های نظری و کاربردیِ مولف‌گراییِ اندرو ساریس (که مقاله‌اش در پرونده‌ی اول منتشر شد)، و در واکنش به کتاب ساریس درباره‌ی کارگردان‌های سینمای امریکا، شماری از مهم‌ترین فیلمنامه‌نویس‌های سینمای ناطق هالیوود را وسط می‌گذارد و سوژه‌ها، مضامین و ویژگی‌های سبکی هر یک از آنها را در فصولی جداگانه بازخوانی می‌کند. متن اول پرونده‌ی حاضرْ ترجمه‌ی نخستین فصل کتاب کورلیس است که به شکلی موجز و فشرده، ایده‌ها و قضاوت‌های او درباره‌ی فیلمنامه‌نویس‌ها و برخورد نقادانه‌اش با تئوری مولف را در برمی‌گیرد. مقاله‌ی دوم این پرونده، مردانی با دوربین فیلمبرداری، به قلم ریچارد کوشارسکی با رجوع به سال‌های نخستین سینمای هالیوود نشان می‌دهد که چطور در پرتو تئوری مولف، همواره فیلمبردارها و ویژگی‌های سبکی‌شان به نفع انتخاب و اقتدار کارگردان‌ها به حاشیه رانده شده‌اند. این مقاله، که در سال ۱۹۷۲ در مجله‌ی فیلم کامنت منتشر شده، جدای از نگاه نقادانه‌اش به مولف‌گرایی، حاوی نکات راهگشا و ارزشمندی در خصوص سبک فیلمبرداری فیلم‌های هالیوودی، خصلت التقاطی‌شان، و بده‌بستان فراملیتی‌شان با دیگر سبک‌ها و گرایش‌های تصویری است.

امیدواریم عمر بخش نوپای «از دل نظریه‌ها» فقط به تئوری مولف محدود نماند و در شماره‌ها و پرونده‌های آتی، دیگر جریان‌ها و تحولات نظری نیز مهمان آن باشند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.