۷۳-۱۹۰

بکت‌خوانی در عصر ترامپ / یا چگونه زندگی زیر سایه‌ی فاشیسم را تاب آوریم

فرهاد محرابی:

«…سیاست یک هنر هم هست، شاید حتی والاترین و جامع‌ترین هنری که بر صفحه‌ی روزگار وجود داشته، و ما که سیاست مدرن آلمان را می‌سازیم، خود را همچون هنرمندانی می‌بینیم که وظیفه‌ای خطیر بر عهده‌ی آنان نهاده شده، وظیفه‌ی سترگِ تبدیل توده‌ی درنده‌خو و نافرمان، به تصویری استوار و کامل از آنچه می‌توان نام مردم بر آن نهاد.»

  • جوزف گوبلز در نامه‌ای به ویلهلم فورتونگلر (یازدهم آوریل ۱۹۳۳)

دست‌ها و پاها در بند و دهانی بی‌رمق که شجاعانه واژه‌ی «مقاومت» را تکرار می‌کند. «بریتانیا باید مقاومت کند» اینها آخرین کلماتی‌اند که از آسانژ می‌شنویم پیش از آنکه به درون ماشین اسکاتلندیارد کشانده شده و به محبس جدیدش برده شود. تصویر جولیان آسانژ هنگامی که از سفارت اکوادور در لندن بیرون کشیده می‌شد بیش از آنکه خبری در میان خبرهای هر‌روزه باشد گویی نمادی بود از یک دوران. زمانه‌ی اضمحلال دموکراسی در عصر سلطه‌ی تام و تمام نئولیبرالیسم و فاشیسم نژادپرستانه‌ای که همه‌ی ارکان زندگی و جهان انسان معاصر را در بر گرفته. هولناک‌تر اما سکوت و انفعال مردمی بود که در قلب لندن، قلب جهان به اصطلاح متمدن، بی‌هیچ اعتراضی شاهد این صحنه بودند. صدای اندک معترضان هم البته در میان هجمه‌ی همه‌جانبه‌ی پروپاگاندای غرب مجالی برای بروز و ظهور نداشت.

ما از بسیاری جهات در موقعیتی مشابه آنچه در دهه‌ی سی قرن بیستم بر جهان رفت قرار گرفته‌ایم: بحران فراگیر اقتصادی و شکاف طبقاتیِ هر دم فزاینده‌ای که زمینه‌ساز ظهور هولناک‌ترین ایدئولوژی‌های فاشیستی قرن پیشین بود. تکرار آن دوران در دوره‌ی رکود و بحران اقتصادی‌ای که در آن به سر می‌بریم نه تنها امری محال نیست که ابعاد دهشتناک آن، جهان را بیش از پیش در آستانه‌ی در‌غلتیدن به نئوفاشیسمی به مراتب خطرناک‌تر از اعصار پیشین قرار داده.

پاسخ اوباما به بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ برنامه‌ی ریاضت اقتصادی بود. برنامه‌ای که در واقع چیزی نبود جز تحمیل فشار بر توده‌ی مردم، و جبران آنچه در سیاهچاله‌ی سیستم مالی‌-‌بانکی بلعیده شده بود از جیب خود آنها. و این چیزی است که ما در ایران و در بحران سال‌های اخیر موسسات مالی و بانکی به شکلی کاریکاتوروار با آن روبه‌رو شده‌ایم و از این درک و دریافتش برایمان ملموس‌تر شده.

 

نظر‌ دهی مسدود شده است.