۷۲-۲۲۲

بورخس و ترجمه‌های هزار و یک‌شب / افراین کریستال

ترجمه: شاپور بهیان :

بورخس در یکی از بحث‌های فراوانش درباره هزار و یک‌شب سلسله ترجمه‌هایی را می‌ستاید که داستان‌هایی را «از هندوستان به ایران، از ایران به عربستان، از عربستان به مصر بردند؛ متنی که خود را می‌پروراند و تکثیر می‌کرد».. بعد از آن که این متن در مصر در قرن چهاردهم، تدوین شد، نسخه‌برداران داستان‌های جدیدی بر آن افزودند. بورخس درایت گالان را می‌ستاید که متن اصلی را با قصه‌های جدیدی که خودش ساخته بود یا از سنتی شفاهی گرفته بود، غنی‌تر کرد؛ از جمله داستان علاءالدین. ضمناً بورخس ریچارد برتن را به‌خاطر دستکاری‌های شخصی‌اش در هزار و یک‌شب می‌ستاید. بورخس به‌طور ضمنی در فرآیند دگرگونی هزار و یک‌شب شرکت می‌کند؛ او ترجمه گالان را بازآفرینی می‌کند و داستانی ساختگی به برتن نسبت می‌دهد.

ماندگارترین و جسورانه‌ترین مقاله بورخس درباره ترجمه، «مترجمان هزار و یک‌شب»۱ است. این مقاله نه‌تنها به مقایسه مترجمان مختلف هزار و یک‌شب می‌پردازد، شماری از دیدگاه‌های بورخس را درباره ترجمه ارائه می‌کند که تا آن موقع به‌طور مفصل بیان نشده بودند. اگر بورخس در مقالات دیگر گفته بود که یک متن اصلی و ترجمه‌هایش خوانش‌هایی از یک درونمایه‌اند و بنابراین هیچ متنی از متن دیگر برتر نیست، در «مترجمان» می‌گوید که مترجمان غالباً علیه یکدیگر است که  دست به ترجمه می‌زنند. برای این که بفهمیم چرا مترجم در ترجمه این یا آن رویکرد را انتخاب می‌کند، بنا به استدلال بورخس باید ببینیم او علیه چه کسی دارد ترجمه می‌کند. هارولد بلوم، بورخس را «نظریه‌پرداز بزرگ تاثیر شاعرانه» می‌نامد. آموزه خود بلوم، یعنی «نگرانی از تاثیر» مقدمات تاییدشده‌اش را در ایده‌های بورخس دارد که آنها را در تاملاتش درباره ترجمه بیان کرده است؛ سال‌ها قبل از آن که مقاله تاثیرگذار «کافکا و اسلافش» را بنویسد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.