۶۶-shahbazi

بودن یا نبودن؟ پرسش این است‌ / نگاهی به سه شاهکار کمدی از منظر یک پرسش فرضی

شاهپور شهبازی :

روایت اول: هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رابطه‌ی هنر و هنرمند چیست؟ آیا هنرمند باید به انسان خاص وفادار بماند یا به انسان نوعی؟ آیا هنر انسان را می‌آفریند؟ پالوده می‌کند؟ یا انسان هنر را خلق می‌کند؟ زینت می‌بخشد؟ رابطه‌ی هنر و انسان چیست؟ آیا هنرمند فقط ملتزم به تصویر دردِ انسان ِنوعی است؟ آیا هنرمند، متعهد به درد انسانِ خاص است؟ هنرمند باید به چه کسی وفادار بماند؟ به انسان نوعی یا انسان خاص؟ به هنر یا به انسان؟ کدام یک برتر است؟ کدام یک ارزشمندتر است؟ تاریخ، هنر را قضاوت می‌کند یا هنرمند را؟ کدام یک مهم‌تر است؟ هنر؟ یا هنرمند؟ چرا؟ مولف؟ متن؟ یا مخاطب؟ چرا؟

در آغاز فیلم «گلوله‌ها بر فراز برادوی» شخصیت اصلی فیلم (دیوید) دوستان هنرمندی دارد که در یک پاتوق همیشگی راجع به هنر بحث و جدل می‌کنند. در یکی از این بحث‌ها پرسش مهمی با این مضمون طرح می‌شود: فرض کنید خانه‌ای آتش گرفته است و یک بچه و آخرین دست‌نوشته‌های شکسپیر که فقط یک نسخه‌اش موجود است، در این خانه هستند و شما تنها این امکان را دارید که بین نجات زندگی بچه و دست‌نوشته‌های هنری شکسپیر یکی را انتخاب کنید، کدام یک  را انتخاب می‌کنید؟ شخصیت‌های داستان هر یک به گونه‌ای متفاوت به این پرسش پاسخ می‌دهند. این پرسش اما؛ چالش بنیادی فیلم «گلوله‌ها بر فراز برادوی» است که مستقیماً ذهن مخاطب را نشانه می‌گیرد. در واقع فیلم از مخاطب می‌پرسد: اگر در این موقعیت قرار بگیرد چه کار خواهد کرد؟ برای پاسخ به این پرسش وودی آلن شرایطی را خلق می‌کند که شخصیت‌هایش در این موقعیت قرار می‌گیرند.

در متدولوژی برای تحلیل پاسخ این پرسش از واقعیت مشخص (خلاصه داستان سه فیلم کمدی) و پرسش فرضی (انتخاب کودک یا اثر هنری) آغاز می‌کنیم. سپس شخصیت‌ها و ماجراها را در چند کلید‌واژه خلاصه می‌کنیم. به تدریج به سطح مجردات یعنی ارزش‌ها می‌رسیم. از تعریف ارزش‌ها به بسیط‌ترین مفاهیم و مقولات می‌رویم اما در این مرحله متوقف نمی‌شویم و با حرکتی معکوس از مفاهیم مجرد دوباره به سراغ عناصر واقعی و مشخص بازمی‌گردیم. با این روش تلاش می‌کنیم پرسش‌های دیگری را از دل پرسش بنیادی اولیه بیرون بیاوریم.

نظر‌ دهی مسدود شده است.