Sent_2_13980506

برشی از داستان بلند «ژنوم آدم نامرئی» /بهرام روحانی

بهرام روحانی:

من به شدت می‌خواستم چیزی یا کسی یا ماهیتی در کار باشد تا بتوانم از او کمک بخواهم، اما در واقع دستی واقعی و قطعی برای بیرون‌کشیدن من از آن گودال وجود نداشت. خودم را مثل قطره‌ای می‌دیدم در دریای به ظاهر آرام هستی. اینطور به نظرم می آمد که اگر مطابق افکارم در خصوص ماهیتِ دریا و قطره‌ها، اتفاقی که در من می‌افتد، مسیر جهان را تعیین می‌کند، پس انگار بخشی از جهان، در «گودالِ خودش» افتاده است.

*برشی از داستان بلند «ژنوم آدم نامرئی»

نشر ایجاز-تهران

نظر‌ دهی مسدود شده است.