۷۲-۱۷۰

بررسی موضوعی جشنواره سی‌وهفتم فیلم فجر / پیشروی در سطح، پسروی در عمق…

حسام نصیری:

 

وقتی با جشنواره فیلم فجر به عنوان یک کلیت فرهنگی مواجه می‌شویم قطعاً مانند هر پدیده دیگری در حوزه فرهنگ، نیازمند انتخاب زاویه‌دید و پارادایمی مشخص برای دستیابی به رهیافتی معرفت‌شناسانه خواهیم شد. طبعاً با اتخاذ هر پارادایم و تاکید بر هر گفتمان و هر نظرگاه ما جنبه‌هایی از این کلیت را پررنگ می‌کنیم و جنبه‌های دیگری نیز خواه‌ناخواه حذف خواهند شد. پیدا‌کردن نظرگاهی که بتوان از طریق آن تمامی ابعاد و جوانب تماتیک و فرمال یک جشنواره سینمایی را فراچنگ آورد ناممکن است و با این حال این نوشتار بنای آن دارد تا دریچه‌هایی به روی این رویداد سینمایی یا در سطحی کلان‌تر فرهنگی باز کند و از جنبه‌های مختلفی به جشنواره سی و هفتم و آثار به نمایش‌درآمده در آن نقب بزند. در نگاهی کلی، فراتر از بررسی و نقد تک‌تک فیلم‌هایی که در این جشنواره به نمایش درآمدند و قلم‌چرخاندن درباره سویه‌های فرمال، روایی و تماتیک آنها یا از سوی دیگر، صدور احکامی کلی و کلیشه‌ای درباره سینمای ایران به واسطه این آثار می‌توان به واسطه ضمیر ناخودآگاه این فیلم‌ها و آنچه در پس‌زمینه متن سینمایی به چشم می‌خورد، از چشم‌انداز و مسیری حرف زد که در این جشنواره بنیانش گذاشته شده است.

 

۱- بازگشت به سینمای ژانر (تعدد ژانرها)

این جشنواره، جشنواره سینمای ژانر بود. به تنوع ژنریک توجه کنید: ملودرام (مدرن، کلاسیک، ورزشی)، بیوگرافی، فانتزی عاشقانه، فانتزی ابزورد، کمدی، تلفیق تاریخی پست‌مدرن، تریلر جنایی-سیاسی، تریلر سیاسی-تاریخی، سینمای جنگ و دفاع مقدس، جنایی-پلیسی…

باورکردنی نیست. کافی‌ست نگاهی اجمالی به تاریخ جشنواره فیلم فجر بیندازید و ببینید که در هیچ دوره‌ای ما نه این حجم از گوناگونی ژنریک را تجربه کردیم و نه این تعداد اثر در سینمای ژانر داشتیم. سینمای ایران در سال‌های بعد از انقلاب و در دهه شصت با دخالت و حمایت نگاهی دولتی که شاید با درکی من‌درآوردی و الکن از سینما و نگاهی سطحی به مسیری رفت که کم‌کم میان سینمای جدی و دارای ارزش هنری و الگوهای ژنریک هیچ پیوند و تناسبی برقرار نباشد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.