۷۷-۸۲

با ابراهیم گلستان از ژان دوشه

فرید اسماعیل‌پور:

ایرانی‌های کمی با قلم و فکر ژان دوشه آشنا بودند. ایرانی‌های کمتری با او آشنایی و دوستی داشتند. ایرانی‌های انگشت‌شماری، فیلم‌هایشان توجه و احترام وی را برانگیخت. ابراهیم گلستان یکی از ایرانی‌هایی است که هر سه ویژگی بالا را دارند. با او از دوشه و خاطرات دور و نزدیکش با سقراط سینما گفتم و شنیدم.

فرید اسماعیل‌پور: آقای گلستان، همانطور که می‌دانید ژان دوشه به تازگی درگذشته است. می‌دانم که او را از نزدیک می‌شناختید. آشنایی شما با دوشه از کجا آغاز شده است؟

ابراهیم گلستان: اولین‌بار ژان دوشه را در تابستان ۱۹۶۴ در پاریس دیدم. برای زیرنویس‌کردن خشت و آینه به پاریس رفته بودم. فریدون هویدا آن زمان کارمند وزارت امور خارجه در یونسکو بود و می‌خواست فیلم را ببیند. فریدون دوست و همکاری به نام انریکو فولکیونی [نویسنده و سینماگر ایتالیایی و یکی از چهره‌های مهم و موثر در سینمای ایتالیا و فرانسه] داشت که مسئول بخش سمعی-بصری یونسکو بود. قرار شد فیلم را در سالن سینمای یونسکو ببینیم. آن شب خیلی‌ها آمدند، غریبه و آشنا. امیرعباس هویدا هم که آن زمان وزیر دارایی بود به همراه مجید رهنما آمده بود. ژان دوشه را فریدون دعوت کرده بود. پس از جلسۀ نمایش فیلم برای صرف شام به رستوران رفتیم. این اولین ملاقات من با ژان دوشه بود. سر میز شام، صحبت دربارۀ فیلم بود. دوشه و فولکیونی متاثر شده بودند و از فیلم تعریف می‌کردند.

نظر‌ دهی مسدود شده است.