logo-2

این آن فیلم نیست

فرید اسماعیل‌پور
نوشتن درباره فیلم تبدیل تجربه‌ای دیداری-‌شنیداری به واژه و نوشتار برای انتقال آن به دیگری است. اینکه عیار ارتباط و فهم نخستینِ نویسنده از فیلم چقدر و چگونه اصالت و معنا‌ می‌یابد خود بحث مفصل و گاه بی‌پایانی است که بنا به گستره پایان‌ناپذیر برداشت‌های گوناگون از متن اولیه (فیلم) و گاه تکثیر بی‌شمار آن در نزد و نگاه مخاطبان‌، در فرمول‌ها و مصوبه‌های شبه‌تئوریک‌ نمی‌گنجد و اثبات و انکارش مقصود این یادداشت نیست. پس نوشتن درباره فیلم سخت است و نوشتن درباره بعضی فیلم‌ها سخت‌تر. چه آنها که در درون و ذات بنا به ظرایف و آرایه‌های سینمایی پیچیده و تودرتو‌ می‌نمایند و چه آنها که در سایه نام یا رویدادی فرامتنی، کیفیتی غامض‌ می‌یابند. هر چه پدیده یا پدیده‌های فرای متنِ اثر پیچیده‌تر باشد، متن بیش از پیش قربانی ناگزیر پیشداوری‌ها و احکام بی‌رحمانه‌ می‌شود.
با این مقدمه این بامداد خسته اثر فرشاد فدائیان فیلم‌-‌مسئله‌ای غامض است. چه خود فیلم و چه حواشی شاملوی بلند‌آوازه اما محل جدل.
پس خطر برخورد ثانویه و غیر‌فیلمیک با اثر در فضای دوقطبی و پرتنش شیفتگان و دشمنان شاعر، این بامداد خسته را تهدید‌ می‌کند. چنان که مجذوبان شاملو صداقت لحن مستندساز را کوتاهی در اکرام‌ می‌دانند و بدخواهان، انصاف رای‌اش را مبالغه در اعزاز شاعر. پس فدائیان در انتخاب موضوع دست به کار سخت و پرآفتی زده و مهم‌ترین ویژگی این خطر‌کردن، سندی است دست اول و تا حد ممکن منصفانه از احمد شاملو که در اختیار بیننده -خواننده اکنون و آینده قرار‌ می‌گیرد. با این حال باور دارم که برخورد سالم، بدون پیشداوری و دور از حب و بغض به اثر و خصوصاً موضوعش نه در اکنون که در آینده روی خواهد داد، در ایام امن و انصاف.

نظر‌ دهی مسدود شده است.