۶۰-gray-209

انقلابِ مولکولی در فضاهای جدید کنش «شیزوکاوی انتقادی و بالینی»

مهدی رفیع:
گتاری و دلوز، دلوز و گتاری، دلوز با (و بدون) گتاری یا هر ترکیبِ ممکن دیگری از این دو نام همواره نوعی هم‌برآیندی ۱ پیش‌بینی‌ناپذیر نه میان دو اسم، بلکه میان دو شیوه‌ی هم‌نوازیِ تفکر و کنش خواهد بود. رها‌کردن دلوز و گتاری از رویکرد «یادواره‌ای» مطالعاتِ دلوزی-گتاریایی و قراردادنشان در انواعی از پیوندها و اتصالاتِ (و شاید انفصالات برای رسیدن به ترکیبی دیگر) غریب میانشان به معنای آن است که دیگر نمی‌توان به حوزه‌های کلیشه‌ای و مفاهیم بارها آزموده‌شده بسنده کرد. نمی‌توان از آنها تصویری «واحد و تقلیل‌دهنده» ساخت که پیشاپیش درون ضرورت‌های کاپیتالیستی بازار جهانی و مطالعات چارچوب‌مند و خنثی معمول و موجود دانشگاهی و نهادی عقیم شده است. نمی‌توان «دلوزی-گتاریایی» عمل‌ کرد بی‌آنکه ضرورتاً دلوزی-گتاریایی نبود و این تنها از راه «اندیشیدن با و از طریق دلوز و گتاری»، همچنان که اریک الّی‌یز اشاره کرده، ممکن است. رسیدن به «سرعتِ تفکر»، اصطلاح دلوز درباره‌ی اسپینوزا، که جهش‌ها و سوانح جدیدی را می‌آفریند، در یک رویکرد انتقادی و بالینی که بلافاصله نقد حوزه‌ی مسلط را با آفرینش امر نو پیوند می‌زند. شیزوکاوی‌۲ به مثابه پیوندی میان سه زیست‌بوم‌شناسی روانی، اجتماعی و زیست محیطی که با «هزار و یک فلات» شدنِ اندیشه و زندگی مرتبط می‌شود، بر صفحه‌ی تک‌معنای درون‌ماندگاری رخْ می‌دهد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.