۷۳-۱۲۶

امکان پیدایش ژانر در سینمای متاخر ایران

بصیر علاقه‌بند:

مقدمه

در ابتدای امر باید خاطرنشان کرد، ژانر هیچ تعریف مشخص، فراگیر و مورد اجماعی در میان صاحب‌نظران سینما ندارد. از همان زمان که مطالعات ژانر در اواخر دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد میلادی به‌طور جدی شروع شد کسانی چون تام رایال۱، که از نخستین نظریه‌پردازان ژانر محسوب می‌شود، به‌دنبال پیداکردن جوابی برای این مسئله‌ی پیچیده بودند. او مفهوم ژانر را از برگردان تحت‌اللفظی خود به معنای گونه جدا می‌دانست؛ هر دسته از فیلم‌ها را با میزان مشابهت‌های متفاوت در زمینه‌ای مشخص -یا حتی بی‌آنکه زمینه‌ی مشترکی داشته باشند- بدون توجه به اصول خاصی می‌توان گونه یا دسته نامید. حال این دسته‌بندی صرفاً ممکن است به‌دلیل موفقیت مالی یکسری محصول مشابه شکل گرفته باشد یا اینکه به‌صورت تصادفی دسته‌ای از فیلم‌ها را تنها به‌علت تشابهاتی صوری در یک گروه قرار داده باشند. اما بیشتر این دسته‌بندی‌ها ریشه‌ی اقتصادی دارد. از آنها که از طریق کمپانی‌های فیلمسازی مطرح می‌شوند تا آنهایی که سایت‌ها و کلوپ‌های فروش و کرایه‌ی فیلم برای هدایت بهتر مشتریان خود به‌کار می‌گیرند. آنچه از نظر رایال مجموعه‌ی فیلم‌های وسترن و گنگستری را ژانر و درام‌های اجتماعی را غیر از آن معرفی می‌کند وجود ارتباطاتی درونی میان نمونه‌های یک ژانر به‌همراه رابطه‌ای کنترل‌کننده مابین فیلمساز، ژانر و مخاطب است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.