logo-2

امبرتو اکو: سطح سوم رمزگان سينمايي

مهدي ملک

امبرتو اکو در فصلي از کتاب نظريه نشانه‌شناسي (1976) مي‌کوشد تا ميان نظريه‌هاي سينمايي کريستين متز و پي‌يرپائولو پازوليني راه سومي ‌را در تبيين رابطه نشانه‌شناسي و سينما ارائه کند. تلاش متز در صورت‌بندي نشانه‌شناسي سينما به اين نتيجه مي‌رسد که «تصوير» واحد تجزيه‌ناپذير فيلم است. بنابر عقيده متز نشانه‌شناسي سينما شکل خاصي از نشانه‌‌شناسي گفتاري است و بر تجزيه دوگانه رمزگان (بر مبناي محورهاي جانشيني و همنشيني) متکي است. اکو اما با تاييد اين نظر پازوليني که نشانه‌شناسي سينمايي امري درون‌ماندگار بوده و به چيزي جز تصاوير ارجاع ندارد، در تقابل با نظريه متز قرار مي‌گيرد. اکو در ادامه مباحث خود اما مبناي نظريه پازوليني در يکي دانستن نشانه‌شناسي سينما و نشانه‌شناسي واقعيت را زير سوال مي‌برد. به عقيده او پازوليني بيشتر از اين‌که به رمزگان تصوير سينمايي پرداخته باشد به سبک تصاوير توجه نشان داده است. تصوير سينمايي براي اکو در تقابل با برداشت بازن و متز رونوشتي معصومانه و ماشيني از جهان نيست و قوياً به رمزگانش وابسته است. در اين صورت مساله کشف دلالت تصوير سينمايي منوط به فهم و دانستن نظامي ‌از رمزگان است که گستره متنوعي از رمزگان‌هاي معرفتي، فرهنگي و حسي را در بر مي‌گيرند. او در نقد ارتباط صريح تصوير و واقعيت مي‌نويسد: «از پيرس و موريس گرفته تا ديگر نشانه‌شناسان عصر حاضر، همگي نشانه‌هاي تصويري را به اين صورت تعريف کرده‌اند: «نشانه‌اي که برخي ويژگي‌هاي شيء واقعي را داشته باشد». اما بررسي پديدارشناختي نقاشي‌ها و عکس‌ها نشان مي‌دهد که تصوير هيچ يک از ويژگي‌هاي شيء واقعي را ندارد و واقع‌نمايي نشانه‌هاي تصويري، که بر خلاف نشانه زبان، غيرقابل بحث مي‌نمود اکنون مخدوش مي‌نمايد.»1

نظر‌ دهی مسدود شده است.