۶۶-Tosi1

از «پارس‌فیلم» تا «اوج» به دنبال نسخه‌های شفابخش!

جواد طوسی: سینمای ایران از همان بدو تولدش، همچون بچه‌ای ناقص‌الخلقه بود و مولفه‌های واقعی این «هنر-صنعت» را نداشت. نگاه کنیم به حجم بسیار اندک تولیدات داخلی در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۶ (به جز سال‌های ۱۳۱۲ و ۱۳۱۵ که هر سال دو فیلم تولید شده، بقیه سال‌ها یک تولید داشته‌ایم!). بعد یک دوران فترت ده‌ساله را بدون هیچ تولیدی پشت سر گذاشته‌ایم و باز در سال‌های ۱۳۲۷ الی ۱۳۲۹ هر سال فقط یک فیلم تولید شده است. این بضاعت اندک و عدم توانایی اقتصادی باعث شده که تولیدات داخلی از همان گام‌های اول مبتنی بر یک نگاه عامه‌پسند باشند و صرفاً در موارد استثنا همچون «حاجی آقا آکتور سینما» (آوانس اوگانیانس، ۱۳۱۲) و «شب‌نشینی در جهنم» (ساموئل خاچیکیان و موثق سروری، ۱۳۳۶)، شاهد نوآوری در فرم و روایت باشیم.
سیدضیاء هاشمی: همه مطالبی که به عنوان سرفصل گفتید، قابل بحث و واقعاً مسائل مبتلابه سینمای ما هستند. به نظرم بد نیست با بحث سرمایه شروع کنیم. چند سالی است که برای سرمایه‌گذاری در سینما اقبال نشان داده می‌شود. یکی از دلایل آن نبود فعالیت اقتصادی در کل کشور است. درآمد به آن معنا وجود ندارد و بانک‌ها ورشکسته هستند.
هاشمی: عرض می‌کنم. وقتی اقتصاد خوابید و جاهای دیگری برای سرمایه‌گذاری نیست، آنهایی که پول دارند وسوسه‌ی فروش‌های میلیاردی می‌شوند و می‌خواهند در این حوزه سرمایه‌گذاری کنند. حداقل هفت هشت نفر از اینها به من مراجعه کردند و گفتند آماده‌ی سرمایه‌گذاری‌اند.
منیژه حکمت: اکثراً پشتوانه‌هایشان ارگان‌های دولتی هستند.
یشایایی: ببینید در فیلم «حضرت محمد» سرمایه‌گذار قصد داشته در مورد زندگی حضرت رسول حرفی بزند. دیگر سود یا زیان، برایش خیلی مطرح نبوده است. حالا اگر سود هم می‌کرد، خوشحال می‌شد. یا مثلاً در «رستاخیز» شما می‌بینید که مثلاً قرار بوده زندگی حضرت ابوالفضل(ع) مطرح شود.
حکمت: ما اگر مروری کلی بر پیشینه ۴۰ساله سینمای این دوران و روند سیاستگذاری آن در عرصه‌های مختلف داشته باشیم، می‌بینیم که از یک نگاه انقلابی به نگاهی ایدئولوژیک متمایل می‌شود. و رفته‌رفته آن تشخص و دانش تهیه‌کنندگی، مثل بقیه عرصه‌ها، از بین می‌رود. الان خیلی روشن بگویم که ما متاسفانه شرایط اسف‌انگیزی داریم. دولت با تمام امکانات سیاسی‌ و اقتصادی‌اش، می‌آید خودش را رقیب بخش خصوصی می‌‌کند و روبه‌روی ما قرار می‌گیرد
محمدهادی کریمی: ببینید، یک پارادوکسی همیشه در این قضیه وجود دارد. همه جا تولید و آمدن سرمایه برای این است که سود وجود داشته باشد، چه در کارخانه‌ها و چه یک کمپانی فیلمسازی. البته آن کمپانی ممکن است اصرار نداشته باشد که همه فیلم‌هایش هم سود کنند منتها توجه کنیم که این سود تا کجا باید بر ارزش‌های دیگر جنبه‌های هنری یک فیلم، پیام آن و ارتقای سلیقه مخاطب غلبه کند؟

نظر‌ دهی مسدود شده است.