236-45

از جشنواره رفته حکايت دراطوار و اشکال فيلم‌هاي جشنواره سي‌و‌سوم فيلم فجر

روزبه كمالي

به دست دادن گزارشي بسيار فشرده از هر جشنواره‌اي با فيلم‌هاي پرشمار -‌يا هر مجموعه‌اي با اجزاي بسيار- لاجرم به مقادير متنابهي فروکاهندگي و نيز لغزش از دقت دچار خواهد شد، اما تمهيد مقدماتي همچون تعيين نوع رويکرد و تدقيق در پيش‌فرض‌ها شايد موجب کاهش ابهام‌زدايي شود:

1-‌ اين نوشتار مي‌کوشد شرحي/توصيفي پديدارشناسانه -تحليلي از برخي آثار صرفاً داستاني جشنواره سي‌و‌سوم فيلم فجر به دست دهد. براي توصيف پديدارشناسي اينجا مسامحتاً از مفهوم اپوخه هوسرل استفاده مي‌کنم، يعني به تعويق و تعليق انداختن بلکه متوقف کردن پيش‌فرض‌ها و پيش‌داوري‌ها در توصيف پديده‌ها البته در سطح خودآگاه. اگرچه کاربست صورت راديکال اين روش – اپوخه- در عمل احاله به امر محال است، خط معيار و زنگ هشداري است براي توجه به مدخليت پيوسته پيش‌فرض‌ها در داوري‌ها. چون هر گزارشي هر چقدر بي‌طرفانه -به ادعاي گزارشگرش يا ديگران- حامل قضاوت يا قضاوت‌هايي است. اگر نقش پيش‌فرض‌ها را منقح‌تر سازيم، احتمالاً امکان داوري دقيق‌تر فراهم خواهد شد.

2-‌ در مقام تحليل آثار و به دست دادن تصويري کلي از فيلم‌ها مي‌توان وزن تحليل را بر شباهت‌هاي ميان فيلم‌ها نهاد يا بر افتراقات بين آنها. در اين متن شايد بيشتر بر همساني‌ها تاکيد رفته است، گرچه اگر نقطه عزيمت را ناهمساني‌ها هم قرار مي‌داديم شايد باز هم به نفي اين نتايج نمي‌انجاميد.

3-‌ براي ارائه تحليل و طبقه‌بندي به ناچار به سراغ برخي آثار خواهيم رفت.. مقصود از برخي آثار لزوماً آنهايي نيستند که جوايزي برده‌اند، گزارش جوايز جشنواره سي‌وسوم را مي‌توان با يک جست‌و‌‌جوي ساده در اينترنت به دست آورد، بلکه به سراغ آن نمونه‌هايي مي‌رويم که مويد اين گزارش در مقام داوري‌اند.

4-‌ اين متن بيشتر در پي در افکندن پرسش است تا يافتن پاسخ.

نظر‌ دهی مسدود شده است.