200-46
ناصر نبوي منتقدان شما را با اولين کتاب‌تان به عنوان نويسنده به رسميت شناختند. اين شناسايي روي شما چه تاثيري گذاشت؟ من در حوالي نه يا ده سالگي شروع کرده بودم به شعر سرودن. حدوداً پانزده‌ساله بودم که چندين بار تلاش کردم رمان بنويسم، اما هيچ وقت از صفحه‌ي چهل رد نشدم. در طول تابستان 1966، شروع کردم به نوشتن ميدان اِتوال. دستنويس کار در نوئل تمام شد. تازه دوره‌ي پيش‌دانشگاهي را گذرانده بودم و مي‌بايست ليسانس ادبيات را شروع کنم. ديگر به دانشکده برنگشتم. دستنويسم را در ژوئن 1967بیشتر بخوانید
194-46
معصومه رمضاني تشويشي واقع مي‌شود، آشفتگي‌هايي در برمان مي‌گيرد، سپس بر ما مسلط مي‌شود، بي‌آنکه بيش از حد آزارمان دهد: اين است جادوي موديانو، که در همان ابتدا]ي اثر با آن مواجه مي‌شويم[. چيزي براي شرح دادن وجود ندارد، وگرنه جادويي در کار نخواهد بود. مردي يک دفترچه آدرس گمشده مي‌يابد و تلاش مي‌کند آن را به دست صاحب‌اش برساند. حين جست‌وجو در ميان آدرس‌ها، به نامي بر‌مي‌خورد که کنجکاوي‌اش را برمي‌انگيزد. اما براي اين پافشاري و سماجت، بايد قيمتي بپردازد. از همان صفحات ابتداي اين رمان‌ِ فاقد تقديم‌نامه (امريبیشتر بخوانید
196-46
ناصر نبوي پرِ واستبرگ، نويسنده و فعال حقوق بشر، رئيس کميته‌ي نوبل است در فرهنگستان سوئد. او در اهداي نوبل ادبيات سال 2014 به موديانو نقشي کليدي داشت. واستبرگ در گفت‌و‌گو با لوموند کتاب (ضميمه‌ي هفتگي روزنامه‌ي لوموند) مورخ جمعه 12 دسامبر 2014، بسياري از نکات را نه تنها پيرامون نحوه‌ي انتخاب موديانو به طور خاص که درباره‌ي چند و چون انتخاب نوبليست ادبيات به طور عام روشن مي‌کند، به ويژه اين نکته را که اعضاي کميته‌ي نوبل «همه‌ي» نويسندگان بزرگ زنده‌ي جهان را نمي‌شناسند و انتخاب‌شان هم (مثل انتخاببیشتر بخوانید
198-46
بابک آرشام مقدمه مترجم: در شامگاه ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۳ گشتاپو، پليس مخفي آلمان نازي، به خانه‌ي آرنو کلارسفلد يهودي در شهر نيس فرانسه وارد مي‌شود. آرنو قبل از ورود ماموران همسر و فرزند هشت‌ساله‌اش سرژ را در مخفيگاهي پنهان مي‌کند. گشتاپو آرنو کلارسفلد را دستگير و در نهايت در ۲۸ اکتبر ۱۹۴۳ با واگن شماره ۶۱ به سمت اردوگاه مرگ آشويتس روانه مي‌کند.   دکتر سرژ کلارسفلد تاريخدان و وکيل کانون وکلاي پاريس، زندگي خود را وقف شناسايي قربانيان يهودي دوران نازيسم و رديابي عاملان و آمران آن در رژيمبیشتر بخوانید
مختار عيساييان اسامي ‌خاص نشانه‌هايي را به دست مي‌دهند که هم سرراست هستند، هم مبهم و هم متغير: نشان ناپيداي هويت‌ اشخاصي که همواره دور از اطرافيان و در مرز انزوا هستند. بيان کردن يک سرنوشت‌ يا نبود سرنوشت در قالب نوشته تخيلي تاييدي است بر اينکه اسم به تنهايي هويت‌ساز نيست. مساله تنها خلق شخصيت‌ها و تجسم‌پردازي‌هاي گوناگون نيست. گاه، چنان که در نزد موديانو مي‌بينيم، هدف مي‌تواند برهم ريختن کارکرد‌ِ اوراق شناسايي افراد و بار هويتي باشد که اسامي ‌خاص به آنها مي‌دهند. کساني که در «کافه‌ي جوانيبیشتر بخوانید
206-45
علي‌اكبر شيرواني آنچه مي‌خوانيد بخشي از مجموعه مصاحبه‌هائي‌ست كه به زودي در كتاب «راه ننوشته» منتشر خواهد شد. آقاي قاسم هاشمي‌نژاد اهل مصاحبه نيست و به تعبير بهتر از مصاحبه گريزان است. از سوي ديگر رنج بيماري مشقت گفتگو را بر ايشان دوچندان كرده است. با اين حال به خواهش و اصرار تن به مصاحبه دادند مشروط به آنكه به كتاب‌ها كه ثمره‌ي عمرشان است بپردازيم و از حواشي غافل باشيم. يك سال طول كشيد كه گفتگوها به انجام رسيد و هر مصاحبه درباره‌ي يكي از كتاب‌هاست. متن زير مربوطبیشتر بخوانید