۷۴-۱۸۴
هیروگلیف این شماره مدخلی است بر «حذف» (ellipsis) در عرصه‌ی نقد و ادبیات خلاقه. حذف، یکی از تمهیدات ادبی مدرن در برابر نوآوری بلاغی کلاسیک -تشبیه و استعاره- است. در حذف، بیش از هر چیز غرض آن است تا فاصله‌ی بین شیء یا مضمون با جهان واقع‌شده در آن برجسته شود و چینش احساس و ادراکی مخاطب از زمان و فضا را دگرگون سازد. حذف، به منزله‌ی ماحصل تمایزها و شکاف‌هایی است که بین زبان مکتوب و زبان تصویر از قرن نوزدهم به بعد سربر می‌کند. شایان توجه است کهبیشتر بخوانید
۷۳-۱۹۳
اورهان پاموک – ترجمه: صالح‌ حسینی: آدم این ‌قصه کل زندگی‌اش را در نشستن در دفاتر روزنامه ‌در بابِ عالی به ‌سر آورده، مجلات خارجی را ترجمه کرده، و درباره‌ی تازه‌ترین فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها مقاله نوشته ‌بود. هرگز ازدواج نکرده، به جای زن به لباس و جواهرات زنانه علاقه نشان داده و در اشکوبِ زیرشیروانی دو‌اتاقه در خیابان‌های پشتیِ بی‌اوغلو تنها زیستن را اختیار کرده بود، یگانه مونسش هم ماده‌گربه‌ای به نظر پیرتر و تنهاتر از خودش. تنها لرزه‌ی افتاده بر زندگیِ ساکت و ساکنش وقتی ‌بوده که مارسل پروست به‌بیشتر بخوانید
۷۳-۱۹۸
پیام چمانی : ۱-‌ در هنگامه‌ی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فیلمبردار اعجوبه‌ی تارکوفسکی، وادیم یوزف، از سینما فاصله گرفت و معلم عکاسی و فیلمسازی فضانوردان ایستگاه فضایی «میر» شد. دوربین او، همان دوربین فیلم‌های تارکوفسکی، پس از آنکه فیلم‌هایی از سیاره‌ی آبی‌رنگ را ضبط کردند، از دریچه‌ی تخلیه‌ی فضاپیما در مدار زمین به ‌بیرون پرتاب شد. انتقال آن به زمین مقرون به صرفه ‌نبود و احتمالاً آن دوربین خاطره‌ساز، همچنان در مدار زمین، مثل زباله‌ای چرخان به گرد ما دوران می‌کند (Zielinski.2006:2). ۲-‌ در آخرین صحنه از ایثار، الکساندر خانه،بیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۶
هیروگلیف این شماره به هذیان خلاقانه‌ی دو نویسنده اختصاص دارد. اولی، سیروس رضوانی، شاعر، نقاش و رمان‌نویس فرانسوی‌زبان ایرانی است که تا به حال بیش از چهل کتاب نوشته است. رضوانی که حالا به نودویکمین سال حیاتش پا گذاشته است، شهرت دیگری نیز دارد. برخی از ترانه‌های فیلم‌های موج نو فرانسه سروده‌ی اوست که در میان آنها احتمالاً ترانه‌ی «گردباد» در فیلم ژول و ژیم بیش از بقیه در حافظه‌ی جمعی مخاطبانش ثبت شده است. از رضوانی تنها امریکازده‌ها با ترجمه‌ی رضا سیدحسینی در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته است. یادداشتبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۷
پیام چمانی: امریکازده‌ها، رمان کوتاه سرژ (سیروس) رضوانی به احوال دو خیابان‌خواب در شهر «کن» به اسم‌های سرپیوش و لوپیوت می‌پردازد که وجه اشتراکشان تمایل به کشتن ملوانان‌ امریکایی است. ظرف سالیان طولانی این دو موفق‌ شده‌اند افزون بر ۲۶۰۰‌ امریکایی را سر به نیست کنند. شیوه‌ی قتل بسیار ساده است. با سرووضع نزار با بطری نوشیدنی نزدیک قربانی می‌روند و او را به حرف می‌گیرند. در ادامه، سر بزنگاه یکی با بطری جست می‌زند و جمجمه‌ی ملوان را خرد می‌کند. مرحله‌ی آخر قتل،  خالی‌کردن جیب‌های‌ امریکایی به‌قتل‌رسیده و اهدایبیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۹
پویا رفویی: رمان سال‌های نوری (Les annees-lumiere) گذشته از آنکه برای نویسنده‌اش شهرتی جهانی به بار آورد و ظرف مدت کوتاهی به اغلب زبان‌های اروپایی ترجمه شد، گذشته از آنکه فرازونشیب‌های زندگی پرماجرای راوی را در دوران پرالتهابی از قرن بیستم روایت می‌کند، گذشته از آنکه تسلط نویسنده به شیوه‌های روایی متفاوت را از خلق رمانس تا نقل پاره‌ای از ماجراها با استفاده از ترانه نشان می‌دهد، حالا بعد از بیش از نیم‌قرن از زمان نگارش ‌آن نوعی سند ادبی نیز به ‌شمار می‌آید. منظور از سند، نه قابلیت ارجاع‌پذیریبیشتر بخوانید
۷۲-۲۶۲
ترجمه: مجید نظری : در همان ابتدای شروع ترم سوم، در یکی از کنفرانس‌های درسی درباره‌ی مارکسیسم-‌لنینیسم، نیکیتا دوزاکین کشف درخشانی کرد. مدتی بود که چیزی عجیب بر او عارض شده بود: به محض اینکه سخنران ارشد با گوش‌هایی دراز -شبیه کشیشی بود که معروض به اندیشه‌های کفرآمیز باشد- وارد سالن کنفرانس شد، خواب بر نیکیتا غلبه کرد، چنان که گویی رُس او کشیده شده بود. و زمانی که سخنران شروع به صحبت و تبیین در پروژکتور کرد، نیکیتا دیگر تاب و تحمل نداشت و به خواب رفت. اول کاربیشتر بخوانید
۷۱-۲۰۳
ژاک رانسیر – ترجمه: مجید نظری: آیا ادبیات نسبت خاصی با سوءتفاهم به مثابه فرم دارد؟ این مسئله در هر صورت، عبارت است از آنچه معاینه‌ی مدخل «سوءتفاهم» در دیکشنری Tresor de La Langue francaise حکایت از آن دارد. دیکشنری این نسبت را در تباینی دقیق بین تعاریف اصطلاح و ارجاعات ادبی که شرح مثال آنها است بیان می‌دارد. مدخل دو تعریف برای اصطلاح تدارک می‌بیند: «تفاوت تفسیر درباره‌ی معنی کلمات یا اعمال منجر به اختلاف نظر»؛ «اختلاف نظر حاصل از چنین تفاوتی». تعاریف واضح هستند و به حوزه‌ای از تجربه‌یبیشتر بخوانید