۷۷-۲۱۰
ترجمه‌: پیام چمانی: مقاله‌ی در‌خور اهمیت و در عین حال نادیده‌انگاشته‌ی مارکی دوساد درباره‌ی زمینه‌ها و دلایل پیدایش رمان، در چند دهه‌ی اخیر بارها از جانب منتقدان و مورخان ادبی بررسی شده است. در این مقاله نویسنده بر آن است که این شیوه‌ی نوشتار حاصل تحولی تاریخی است که نوشتار را از شرایط و ضوابط باستانی منفصل می‌کند. در پس‌زمینه، اتمسفر انقلاب فرانسه و نتیجه‌ی آن نیز مدنظر نویسنده است. به سبب دشواری‌ها و محدودیت‌های اعمال‌شده بر نوشته‌های دوساد، از این مقاله نسخه‌های متعددی همراه با تغییرات و حتی تحریفاتبیشتر بخوانید
۶۸-۱۶۳
ترجمه: پویا رفویی: فراموشکاری: ناحضور، ناغیاب. به سراغ فراموشی رفتن، هماهنگی با چیزی است که پنهان می‌کند. فراموشی، در کنار هر رخداد فراموش‌شده‌ای، توأمان رخداد فراموشی است. فراموشکاری یک واژه روارویی با این امکان است که چه بسا تمام کلام فراموش شود، در جوار با تمام کلام باقی‌ماندن، چنان است که انگار کلام فراموش شده باشد، و نیز در جوار با فراموشی‌بودن خود چنان کلام است. فراموشی سبب می‌شود تا کلام در تمامیت خود گرداگرد کلمه‌ای فراموش‌شده مجموع شود. در فراموشی چیزی هست که مانع از ورود ما می‌شود، وبیشتر بخوانید
۷۶-۲۲۸
دیلن تامس در آبادان:   حوالی هفتاد سال پیش، دقیق‌ترش در نهم ژانویه‌ی‌ ۱۹۵۱، دیلن تامس، شاعر انگلیسی، به ایران می‌آید تا به سفارش شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) فیلمنامه‌ای بنویسد که گویا مضمون آن خدمات و تhثیر حضور بریتانیا در کشوری عقب‌مانده است. در این سفر رالف کین فیلمساز، تامس را همراهی می‌کند. تامس پنج هفته در ایران اrامت می‌کند و در ۱۴ فوریه به انگلیس بازمی‌گردد. پس از هفت دهه، از فیلمنامه‌ی‌ تامس، هیچ اطلاعی در دست نیست. بعضی بر این گمان‌اند که فیلمنامه‌ی‌ تامس، در بایگانیبیشتر بخوانید
۷۶-۲۲۴
پویا رفویی:   من از مکان‌هایی می‌گویم که در آنها چون سبدی پر از اجساد دختران خردسال، بدن‌های شاعرانه می‌سازند. -آلخاندرا پیزارنیک در دعوی حقوقی ایران و بریتانیا پس از ملی‌شدن صنعت نفت و ارجاع این پرونده به دیوان دادگستری بین‌المللی، یکی از اختلافات بین دو کشور این بود که «ایران صلاحیت دیوان را در مورد اختلافاتی قبول داشت که بعد از آن تاریخ (اعلامیه‌ی مورخ اکتبر ۱۹۳۰ که در سپتامبر ۱۹۳۲ به تصویب رسیده) حاصل شود و «ناشی از احوال یا اهمالی باشد که به‌طور مستقیم یا غیر‌مستقیم بابیشتر بخوانید
۷۵-۲۰۲
کیهان خانجانی: اینکه چرا و چگونه و از چه وقت برخی از نامه‌ها و کتاب‌ها و نشریه‌های ساعدی سر از زیرزمین خانه‌ای در تهران درآورد؛ اینکه چرا و چگونه و از چه وقت راوی این مقال به آن دسترسی یافت؛ و اینکه چرا و چگونه و از چه وقت برای رعایت امانت تا به اکنون نزد خود حفظشان کرده است، بماند تا به مجالش گفته آید. و اگر تاکنون منتشر نشده، از این بود که بانو بدری لنکرانی در حیات بودند و بنا به عرف و اخلاق اجازه دست ایشانبیشتر بخوانید
۷۵-۲۰۶
پویا رفویی: چندی پیش صالح حسینی ضمن مصاحبه‌ای با یکی از نشریات از اشکالاتی سخن به میان آورد که بر یکی از ترجمه‌های ابوالحسن نجفی وارد دانسته است و نجفی نیز برخی از آنها را پذیرفته است. از اظهارنظر صالح حسینی عده‌ای برآشفتند و گروهی نیز آن را به غلوگویی تعبیر کردند. نامه‌ی ابوالحسن نجفی در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۶۴ (چند ماه پس از انتشار چاپ اول ضدخاطرات)، گذشته از آنکه صحت صحبت‌های حسینی در آن گفت‌وگو را اثبات می‌کند، حاوی نکاتی است که رجوع به آنها خاصه بعد ازبیشتر بخوانید
ansari33
تهران ۳۰ آذر ۱۳۶۴ دوست بسیار عزیزم، آقای صالح حسینی نامه‌ی زیبای شما مدت‌ها پیش به‌ دستم رسید و از اینکه تا امروز در نوشتن جواب تنبلی کردم پوزش می‌خواهم. چقدر خوشحالم که کتاب ضدخاطرات مورد توجهتان قرار گرفته است و ترجمه‌ی آن را پسندیده‌اید. از ابراز محبت‌های شما ممنونم….بیشتر بخوانید
۷۵-۲۰۹
ترجمه‌: پویا رفویی: زیبالتِ راوی، قصد کرده پای پیاده به دیدار مایکل هامبورگر-شاعر، مترجم و منتقد ادبی صاحب‌نام آلمانی- برود. هردو آلمانی‌زبان‌هایی هستند که با اختلاف یک نسل، در دوران آلمان نازی، به انگلستان پناه آورده‌اند. ولی این همه‌ی ماجرا نیست. اشباحی بین این دو پرسه ‌می‌زنند: هلدرلین، گوته و بودلر. برخلاف روال رایج، بحث روشنی درباره‌ی ادبیات یا نوشتن درنمی‌گیرد. سیر روایت بیش از هر چیز حول محور نسبت تاریخ و فراموشی در پس‌زمینه‌ی حوادث جنگ است. این نسبت، چنان‌که در متن می‌بینیم، با تداعی، تحقیق ادبی یا جست‌وجوبیشتر بخوانید