کیهان خانجانی: اینکه چرا و چگونه و از چه وقت برخی از نامه‌ها و کتاب‌ها و نشریه‌های ساعدی سر از زیرزمین خانه‌ای در تهران درآورد؛ اینکه چرا و چگونه و از چه وقت راوی این مقال به آن دسترسی یافت؛ و اینکه چرا و چگونه و از چه وقت برای رعایت امانت تا به اکنون نزد خود حفظشان کرده است، بماند تا به مجالش گفته آید. و اگر تاکنون منتشر نشده، از این بود که بانو بدری لنکرانی در حیات بودند و بنا به عرف و اخلاق اجازه دست ایشانبیشتر بخوانید
پویا رفویی: چندی پیش صالح حسینی ضمن مصاحبه‌ای با یکی از نشریات از اشکالاتی سخن به میان آورد که بر یکی از ترجمه‌های ابوالحسن نجفی وارد دانسته است و نجفی نیز برخی از آنها را پذیرفته است. از اظهارنظر صالح حسینی عده‌ای برآشفتند و گروهی نیز آن را به غلوگویی تعبیر کردند. نامه‌ی ابوالحسن نجفی در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۶۴ (چند ماه پس از انتشار چاپ اول ضدخاطرات)، گذشته از آنکه صحت صحبت‌های حسینی در آن گفت‌وگو را اثبات می‌کند، حاوی نکاتی است که رجوع به آنها خاصه بعد ازبیشتر بخوانید
تهران ۳۰ آذر ۱۳۶۴ دوست بسیار عزیزم، آقای صالح حسینی نامه‌ی زیبای شما مدت‌ها پیش به‌ دستم رسید و از اینکه تا امروز در نوشتن جواب تنبلی کردم پوزش می‌خواهم. چقدر خوشحالم که کتاب ضدخاطرات مورد توجهتان قرار گرفته است و ترجمه‌ی آن را پسندیده‌اید. از ابراز محبت‌های شما ممنونم….بیشتر بخوانید
ترجمه‌: پویا رفویی: زیبالتِ راوی، قصد کرده پای پیاده به دیدار مایکل هامبورگر-شاعر، مترجم و منتقد ادبی صاحب‌نام آلمانی- برود. هردو آلمانی‌زبان‌هایی هستند که با اختلاف یک نسل، در دوران آلمان نازی، به انگلستان پناه آورده‌اند. ولی این همه‌ی ماجرا نیست. اشباحی بین این دو پرسه ‌می‌زنند: هلدرلین، گوته و بودلر. برخلاف روال رایج، بحث روشنی درباره‌ی ادبیات یا نوشتن درنمی‌گیرد. سیر روایت بیش از هر چیز حول محور نسبت تاریخ و فراموشی در پس‌زمینه‌ی حوادث جنگ است. این نسبت، چنان‌که در متن می‌بینیم، با تداعی، تحقیق ادبی یا جست‌وجوبیشتر بخوانید
فیلیپ‌راث – ترجمه: امید اسماعیلی : مثل هر شهروند حیرت‌زده دیگر، در چند روز اخیر، دربه‌در پی کسی بوده‌ام تا مگر آخرین شوک به نظام سیاسی و وجدان ملی را حالی‌ام کند. پرزیدنت فورد، در فقره رئیس‌جمهور پیشین، نیکسون، «به خاطر همه آسیب‌هایی که متوجه ایالات متحده شد، کاملاً آزادانه و مطلقاً» پوزش طلبید. حالا ما کجای کاریم؟ به سرم زد که دست‌کم در این لحظه و شاید طی سال‌های آتی، ما در چیزی شبیه به جهان کافکا در قصر به سر ببریم. بی‌شک رمان‌های فرانتس کافکا، قصر و محاکمه، الگوییبیشتر بخوانید
پویا رفویی : انسان، حیوانی است که به سینما می‌رود. (جورجو آگامبن) کپی برابر اصلِ عباس کیارستمی، فارغ از ارزش‌های سینمایی و داوری‌های هنری -از منظر نقد ادبی- حاوی پیشنهاد تازه‌ای برای تجربه‌ی اثر ادبی است. نخست آنکه «کپی برابر اصل» گذشته از عنوان فیلم نیز نام کتابی است از «لنزی» (ویلیام شیمل) که  در آغاز فیلم رونمایی می‌کنند. کتاب شیمل درباره‌ی نسخه‌های کپی و تاریخ جعل در عرصه‌های هنرهای تجسمی است. چنان‌که از سخنرانی وی برمی‌آید او بر این باور است که کپی‌های آثار هنری، تاثیراتی متفاوت و دربیشتر بخوانید
ترجمه: صابر نجمی : اقتباس مفهوم سهل و ممتنعی است: خارج‌کردن متنی از محیط رسانه‌ای‌اش و به تبع آن وارد‌کردن آن در رسانه‌ای دیگر. از این بابت اقتباس شبیه به نوعی ترجمه است و درست به همین دلیل مثل نظریه ترجمه پای امکان‌پذیری‌های زبان‌ها نیز به میان می‌آید همان‌طور که ترجمه را نمی‌توان به طی مسیری معین از متن مبدأ به متن مقصد تصور کرد و به برداشتی خطی از آن رسید. در مورد اقتباس وضع به مراتب بغرنج‌تر است. غالباً اقتباس سینمایی را به نوعی سازگاری متن ادبی بابیشتر بخوانید
پیام چمانی : احتمالاً نخستین بار فیلسوفان پیشاسقراطی یونان بوده‌اند که متن مکتوب را آمیزه‌ای از حواس شنوایی و بینایی در نظر گرفتند و به دنبال آن صراحتاً حواس بویایی و لامسه را از دخالت در کنش خواندن عزل کردند. کالوکاگاتیا تعبیری بود که یونانیان برای این درآمیختگی حس بینایی و شنوایی به کار می‌بردند. سافو در یکی از اشعار خود با همین نام، کالوکاگاتیا را چنین تعریف می‌کند: «آن که زیبا باشد صرفاً تا مادامی که پیش چشم ما باشد، زیباست، اما آن که خیر باشد هم‌اینک و هموارهبیشتر بخوانید