۷۴-۱۹۶
فیلیپ‌راث – ترجمه: امید اسماعیلی : مثل هر شهروند حیرت‌زده دیگر، در چند روز اخیر، دربه‌در پی کسی بوده‌ام تا مگر آخرین شوک به نظام سیاسی و وجدان ملی را حالی‌ام کند. پرزیدنت فورد، در فقره رئیس‌جمهور پیشین، نیکسون، «به خاطر همه آسیب‌هایی که متوجه ایالات متحده شد، کاملاً آزادانه و مطلقاً» پوزش طلبید. حالا ما کجای کاریم؟ به سرم زد که دست‌کم در این لحظه و شاید طی سال‌های آتی، ما در چیزی شبیه به جهان کافکا در قصر به سر ببریم. بی‌شک رمان‌های فرانتس کافکا، قصر و محاکمه، الگوییبیشتر بخوانید
۷۴-۱۸۵
پویا رفویی : انسان، حیوانی است که به سینما می‌رود. (جورجو آگامبن) کپی برابر اصلِ عباس کیارستمی، فارغ از ارزش‌های سینمایی و داوری‌های هنری -از منظر نقد ادبی- حاوی پیشنهاد تازه‌ای برای تجربه‌ی اثر ادبی است. نخست آنکه «کپی برابر اصل» گذشته از عنوان فیلم نیز نام کتابی است از «لنزی» (ویلیام شیمل) که  در آغاز فیلم رونمایی می‌کنند. کتاب شیمل درباره‌ی نسخه‌های کپی و تاریخ جعل در عرصه‌های هنرهای تجسمی است. چنان‌که از سخنرانی وی برمی‌آید او بر این باور است که کپی‌های آثار هنری، تاثیراتی متفاوت و دربیشتر بخوانید
۷۴-۱۹۴
ترجمه: صابر نجمی : اقتباس مفهوم سهل و ممتنعی است: خارج‌کردن متنی از محیط رسانه‌ای‌اش و به تبع آن وارد‌کردن آن در رسانه‌ای دیگر. از این بابت اقتباس شبیه به نوعی ترجمه است و درست به همین دلیل مثل نظریه ترجمه پای امکان‌پذیری‌های زبان‌ها نیز به میان می‌آید همان‌طور که ترجمه را نمی‌توان به طی مسیری معین از متن مبدأ به متن مقصد تصور کرد و به برداشتی خطی از آن رسید. در مورد اقتباس وضع به مراتب بغرنج‌تر است. غالباً اقتباس سینمایی را به نوعی سازگاری متن ادبی بابیشتر بخوانید
۷۴-۱۹۰
پیام چمانی : احتمالاً نخستین بار فیلسوفان پیشاسقراطی یونان بوده‌اند که متن مکتوب را آمیزه‌ای از حواس شنوایی و بینایی در نظر گرفتند و به دنبال آن صراحتاً حواس بویایی و لامسه را از دخالت در کنش خواندن عزل کردند. کالوکاگاتیا تعبیری بود که یونانیان برای این درآمیختگی حس بینایی و شنوایی به کار می‌بردند. سافو در یکی از اشعار خود با همین نام، کالوکاگاتیا را چنین تعریف می‌کند: «آن که زیبا باشد صرفاً تا مادامی که پیش چشم ما باشد، زیباست، اما آن که خیر باشد هم‌اینک و هموارهبیشتر بخوانید
۷۴-۱۸۴
هیروگلیف این شماره مدخلی است بر «حذف» (ellipsis) در عرصه‌ی نقد و ادبیات خلاقه. حذف، یکی از تمهیدات ادبی مدرن در برابر نوآوری بلاغی کلاسیک -تشبیه و استعاره- است. در حذف، بیش از هر چیز غرض آن است تا فاصله‌ی بین شیء یا مضمون با جهان واقع‌شده در آن برجسته شود و چینش احساس و ادراکی مخاطب از زمان و فضا را دگرگون سازد. حذف، به منزله‌ی ماحصل تمایزها و شکاف‌هایی است که بین زبان مکتوب و زبان تصویر از قرن نوزدهم به بعد سربر می‌کند. شایان توجه است کهبیشتر بخوانید
۷۳-۱۹۳
اورهان پاموک – ترجمه: صالح‌ حسینی: آدم این ‌قصه کل زندگی‌اش را در نشستن در دفاتر روزنامه ‌در بابِ عالی به ‌سر آورده، مجلات خارجی را ترجمه کرده، و درباره‌ی تازه‌ترین فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها مقاله نوشته ‌بود. هرگز ازدواج نکرده، به جای زن به لباس و جواهرات زنانه علاقه نشان داده و در اشکوبِ زیرشیروانی دو‌اتاقه در خیابان‌های پشتیِ بی‌اوغلو تنها زیستن را اختیار کرده بود، یگانه مونسش هم ماده‌گربه‌ای به نظر پیرتر و تنهاتر از خودش. تنها لرزه‌ی افتاده بر زندگیِ ساکت و ساکنش وقتی ‌بوده که مارسل پروست به‌بیشتر بخوانید
۷۳-۱۹۸
پیام چمانی : ۱-‌ در هنگامه‌ی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فیلمبردار اعجوبه‌ی تارکوفسکی، وادیم یوزف، از سینما فاصله گرفت و معلم عکاسی و فیلمسازی فضانوردان ایستگاه فضایی «میر» شد. دوربین او، همان دوربین فیلم‌های تارکوفسکی، پس از آنکه فیلم‌هایی از سیاره‌ی آبی‌رنگ را ضبط کردند، از دریچه‌ی تخلیه‌ی فضاپیما در مدار زمین به ‌بیرون پرتاب شد. انتقال آن به زمین مقرون به صرفه ‌نبود و احتمالاً آن دوربین خاطره‌ساز، همچنان در مدار زمین، مثل زباله‌ای چرخان به گرد ما دوران می‌کند (Zielinski.2006:2). ۲-‌ در آخرین صحنه از ایثار، الکساندر خانه،بیشتر بخوانید
۷۲-۲۵۶
هیروگلیف این شماره به هذیان خلاقانه‌ی دو نویسنده اختصاص دارد. اولی، سیروس رضوانی، شاعر، نقاش و رمان‌نویس فرانسوی‌زبان ایرانی است که تا به حال بیش از چهل کتاب نوشته است. رضوانی که حالا به نودویکمین سال حیاتش پا گذاشته است، شهرت دیگری نیز دارد. برخی از ترانه‌های فیلم‌های موج نو فرانسه سروده‌ی اوست که در میان آنها احتمالاً ترانه‌ی «گردباد» در فیلم ژول و ژیم بیش از بقیه در حافظه‌ی جمعی مخاطبانش ثبت شده است. از رضوانی تنها امریکازده‌ها با ترجمه‌ی رضا سیدحسینی در اختیار فارسی‌زبانان قرار گرفته است. یادداشتبیشتر بخوانید