۶۹-۲۰۶
هیروگلیف این شماره به نسبت بین بیماری و ادبیات می‌پردازد. پای‌بست بحث مقاله‌ی مفصلی است از ژاک رانسیر که سیر تحول «ادبیات» را در عرصه‌ی رمان با صورت‌بندی دو بیماری «هیستری» و «اسکیزوفرنی» -در آثار نویسندگانی مثل بالزاک، فلوبر، و ویرجینیا وولف- تحلیل می‌کند. چه ‌می‌شود که ادبیات در مصاف با دانش پزشکی، درمان ‌خاص خود را ابداع‌ و تجویز می‌کند. رانسیر بر این نظر است که در گذار از قرن ‌نوزدهم به قرن ‌بیستم ادبیات با تامل در مفهوم سلامت و بیماری شکل می‌گیرد. در «این ‌مسئله‌‌ای شخصی است»،بیشتر بخوانید
ژاک رانسیر – ترجمه‌: پویا رفویی: چرا اما بواری بایست کشته می‌شد؟ به ‌روشنی این طرز از طرح‌ پرسش یک‌خرده چپ‌اندرقیچی است. پرسش از اینکه چرا شخصی می‌بایست کشته می‌شد متضمن آن است که آن‌شخص را بکشند، که از قرارْ فوت چنین اشخاصی را به منزله‌ی جنایت احراز کرده ‌باشند. حال آنکه موارد اتهامی ‌آشکارا ساختگی به نظر می‌رسد. حتی آنان‌که هیچ وقت مادام‌ بواری را نخوانده‌اند، دست‌کم این یک‌چیز را می‌دانند که: هیچ‌کس اِما را نکشت، او خودکشی کرد. آنها که کتاب را خوانده‌اند‌ می‌دانند که اِما، پیش از مسموم‌شدن،بیشتر بخوانید
۶۹-۲۱۶
پیام‌چمانی: فلیکس دو واندنس، شخصیت اصلی و راوی زنبق‌دره بالزاک، در همان صفحات آغازین رمان، خود را چنین معرفی می‌کند: «من که در تن جوان و در سر پیر بودم…» برخلاف ادبیات کلاسیک که مجادله پیر و جوان کاملاً مرزبندی‌شده و همگن به نظر می‌رسد، در ادبیات مدرن فضاها، موقعیت‌ها و روحیه‌هایی مطرح می‌شود که سن -مدت زمان سپری‌شده بر یک جسم- یکپارچه و ثابت فرض نمی‌شود. فلیکس دو واندنس چنین موجودی است، همزمان از دو پایگاه مختلف زمانمند سخن می‌گوید: جوانی جسمانی‌اش، مانع بزرگ او برای رسیدن به راحتی،بیشتر بخوانید
۶۹-۲۱۹
اسکات‌فیتس‌جرالد – ترجمه: صابر نجمی: به‌حتم کل زندگی، ترک‌خوردن است، اما ضربه‌هایی که کار را یکسره می‌کند. -ضربه‌هایی بزرگ و ناگهانی که از بیرون فرود می‌آید، یا به نظر می‌رسد فرود می‌آید- آنهایی که به یادت می‌ماند و تقصیرها را به گردنشان می‌اندازی و در لحظات ضعف، با دوستان در موردشان حرف می‌زنی، همه تاثیرشان یک دفعه بروز نمی‌کند. نوع دیگری از ضربه هست که از درون فرو می‌آید- که حسش نمی‌کنی، تا آنقدر دیر می‌شود که نمی‌شود کاری برایش کرد، تا در نهایت درمی‌یابی از جهاتی چند دیگر آن آدمبیشتر بخوانید
۶۸-۲۰۱
جان برگر ترجمه: پویا رفویی مقدمه مترجم: متن پیش رو، مطلب موجزی است که گویا جان برگر -نویسنده، منتقد و مورخ هنر-  اصرار داشت آن را به صورت کتابی مستقل منتشر کند. تاریخ انتشار این کتاب سال ٢٠٠٨، حدود یک دهه پیش از فوت برگر است. از تماس نابهنگام دوستی ایتالیایی و در تعلیقی ناشی از شنیدن و تشخیص صدا، نویسنده نانفیکشن تمام‌عیاری را طرح‌ریزی کرده است تا در آن از عالم و آدم حرف بزند. هر چه متن پیش می‌رود در پس‌زمینه معلوم می‌شود که «در این گیرودار‌» وصیتنامه‌یبیشتر بخوانید
۶۸-۲۰۴
پیام چمانی : گور ویدال در اواخر دهه ۶۰، به این نتیجه رسید که هم‌اینک نفوس زنده جهان بالغ بر ده درصد مردگان همه اعصار تاریخی است. او در ضمن مقاله‌اش به یکی از دشواری‌های خلق ادبی در دوران معاصر اشاره می‌کرد. به عبارتی، زنده‌ها آنقدر سرگرم حرافی با یکدیگر شده‌اند که دیگر مجالی برای شنیدن صدای رفتگان فراهم نیست. موریس بلانشو، در کتاب فضای ادبیات، با حساسیت و دقت نظر بیشتری به تشریح این مسئله پرداخت. از منظر وی، خواندن فی‌نفسه در حکم معجزه‌ای منحصربه فرد و یگانه استبیشتر بخوانید
۶۸-۲۰۹
صابر نجمی :   «گاه آن فرارسیده که سر در برابر تن، فروتنی پیشه‌کند.» نیچه.   جلال آل‌احمد متولد ۱۳۰۲ است و در زمان کودتای بیست‌و‌هشت مرداد سی‌ساله بود. در مقدمه‌ی چاپ دوم زن زیادی، آل‌احمد سی‌سالگی خود را چنین شرح می‌دهد: «اگر به تجدیدچاپ این دفتر رضا داده‌ام بیشتر به این هوس بوده است که در شخص جوانی‌ام نظری جدی کرده باشم که به جای خود نه فرصت جوانی کرد و نه فرصت نگریستنی جدی. و ببینم آیا اکنون فرصت دست داده است؟ و بعد ببینم آخر که بودبیشتر بخوانید